یک قطره از هزاران

یک قطره ام و گاه چنان موج می زنم/ در خود، که ناگزیری دریا ببیـنی ام

فمنیسم در فیلم های تهمینه میلانی (4)

 

 شاخصه ‌های فمینیسم در آثار « تهمینه میلانی» :

فمنیسم نشانه ها و شاخصه های فراوانی دارد که برخی از آنها در فیلم های تهمینه میلانی وجود دارد آن هم به شکل تکرار شونده که نشان دهنده تأکید ایشان بر این شاخصه ها است. در ادامه به برخی از مهمترین این شاخصه ها اشاره می شود:

 

 1) تلاش برای احقاق حقوق زنان

«فمینیسم» با تاکید بر ستم­دیدگی تاریخی زنان،‌ آزادی و برابری زنان را در عرصه‌های اقتصادی، آموزشی، اجتماعی و سیاسی، طلب می‌کند. (فمینیسم و دانش‌های فمینیستی، ص 16)

«فمینیسم» یک­سویه و شـتابکارانه به برخی از ارزش­های از دست رفتـه‌ی زنان نظیـر حقوق اجتـماعی و اقتصـادی می‌پردازد. ( ر.ک: واژه­نامه فرهنگی سیاسی، ص 436)

 در نتیجه زن فمینیست تصور می‌کند که باید زمام امور را به دست گرفت، باید حقوق را استیفا کرد، نباید ساکت ماند.

زنان شایستگی و لیاقت‌های بسیاری دارند که در اثر آموزش می‌توانند جایگاه واقعی خود را در اجتماع بیابند. (فرهنگ واژه‌ها، ص 426)

«دو زن»  فرشته دختر موفق و لایقی است که به دلیل مزاحمت‌های یک مرد، تحکم پدر و شوهر از حقوق اجتماعی‌اش مانند حق تحصیل محروم می‌شود و هر چه سعی می‌کند نمی‌تواند آن را باز پس گیرد.

«نیمه پنهان»: فرشته با تعریف داستان مبارزات خودش می‌خواهد بگوید که من حق داشتم آنچه را می­خواهم به دست آورم، ‌حق داشتم مبارزه کنم اما نشد چون قضاوت‌ها صحیح نبود. «ارزش من باورهای من بود،‌ دوست داشتن مردم بود و این گناه شمرده شد». حالا فرشته تمام حرفش برای همسرش این است که آن زن زندانی حق دارد سعی کن حقش را بپردازی.

«واکنش پنجم»: کلیت روایت داستان و برخی از جملات تشویق کننده برای تلاش جهت گرفتن حق است. آموزشی غیر مستقیم به زنان «همه‌مون همینطوریم تا یه مرد میره تو شکممون جارو خالی می کنیم». اساساً مبارزه‌ی بین فرشته و حاج صفدر گونه ای از جنگ برای به دست آوردن حق است، جنگی که بین دو نفر نیست بین زنان و مردان است. «حاجی: طرف من یه زن نیست یه لشکر زنه». «فرشته: همیشه فکر می‌کنم دارم انتقام یه کینه‌ی ده ساله رو پس می دم. ترانه: شایدم هزاران ساله».

«زن زیادی»: وقتی صبا زندگی خود را تعریف می‌کند: پدرش قبل از تولد او مرده، عمویش او را به زور شوهر داده، شوهرش معتاد و فاسد بوده و او را می‌فروخته، صبا گناهی ندارد و برای اینکه حق خود را بگیرد تن به فساد داده است.

 

2) برابری زنان و مردان

«فمینیسم» اساساً مبتنی بر تئوری «مشابه انگاری» طبیعت و روان زن و مرد و انکار وجود امری به نام هویت زنانه است. (واژه­نامه فرهنگی سیاسی، ص 201)

حال که زن و مرد با یکدیگر برابرند، در نتیجه حقوق و تکالیفشان نیز با یکدیگر برابر است.  (ر.ک: علمان، ص 199)

«آتش بس»: مشکل اساسی بین سایه و یوسف تنها کودک درون معرفی می­شود بدون در نظر گرفتن تفاوت‌هایی که طبیعتاً بین زن و مرد و خواسته‌ها، حقوق و تکالیفشان وجود دارد. برای حل مشکل هم هر دو باید یک راه را بروند و یک کار را انجام دهند؛ آن هم درک کودک درون است. به علاوه از زبان دکتر روانشناس می­شنویم: «مردها به پشتوانه‌‌ی چند صد سال مردسالاری نمی‌توانند در مدت کوتاه خودشون رو با زن‌ها برابر بدونند». در واقع این که باید مردها خود را با زن‌ها برابر بدانند مفروض قطعی کارگران و فیلمنامه­نویس است و این که مردها نمی­توانند این را بپذیرند ضعف آنها محسوب می‌شود. استفاده از بحث روانشناسی و به گفته خود «تهمینه میلانی» استفاده از روانشناسی برای آموزش باعث شده روانشناسی در این فیلم تبدیل شود به مجسمه تأیید زن و تکذیب مرد. کارگردان در برابر کنش­های خطاآلود سایه تنها تعجب می­کند (در واقع این دکتر روانشناس است که تعجب می­کند) اما در سراسر فیلم به یوسف پند و اندرزهای ریز و درشت می­دهد؛ حتی در برابر حس غیرت و تعصب مردانه او نسبت به همسرش.

 

3) ظلم به زنان

 ظلـم به زنان از جملـه فرضیات اساسی فمینیسم است که از موج اول تا سوم و در انواع متفاوت تئـوریک حتـی فمینیسم پست­مدرن که جدیدترین نوع آن است به اتفاق تمامی فمینیست­ها مورد قبول است.

 تقریباً تمامی گرایش‌های فمینیستی، ‌نابرابری حقوقی، اقتصاد و سیاسی زن و مرد را غیر طبیعی و ناشی از نادیده­انگاری یا ستم‌ علیه آنان می­دانند و از خانواده‌ی سنتی و نقش‌های مبتنی بر جنسیت انتقاد می‌کنند. (فمینیسم و دانش‌های فمینیستی، ص 32 و 33)

 دو مؤلفه‌ی اساسی وجود دارد که همه‌ی فمینیست‌ها بر آن اتفاق دارند: اول آن که زنان تحت ظلم و تبعیض قرار گرفته‌اند و این ظلم و تبعیض ریشه در جنسیت آن‌ها دارد؛ دوم آن که این ظلم و تبعیض اصالت ندارد و باید از بین برود. پس می‌توان ادعا کرد هر نهضت و جریان فکری یا فعالیتی که دارای دو ویژگی فوق است، یک نهضت و جریان فمینیستی است. (فرهنگ واژه‌ها، ص 424)

 «زن زیادی»: صبا علی­رغم اینکه به نوعی برای گرفتن حقش با احمد رابطه دارد اما راضی به شکسته شدن سیما نیست و سعی می­کند از سیما حمایت کرده و به او کمک کند، در صحنه پایانی هر دو احمد را تنها گذاشته از او دور می شوند. گویی «میلانی» می­خواهد با نمایش همدوشی دخترک آسیب دیده و زن قربانی، زنان را به یک همیاری ملی فراخواند. 

 

الف) کتک زدن

«دو زن»: پدر فرشته به خاطر عصبانیت از مشکلات اقدام به زدن فرشته می‌کند و او را در زیرزمین خانه حبس می­کند.

«زن زیادی»: احمد در مواقع مختلف اقدام به زدن سیما می­کند و البته در صحبت‌هایشان هم مشخص است که این کار همیشگی او است. به عنوان مثال در صحنه‌های داخلی ماشین زمانی که سیما با جسارت و شجاعت با احمد صحبت می‌کند و از ماجرای شب گذشته برای او می‌گوید که به مرد قاتل کمک کرده، احمد علاوه بر تحقیر و توهین، سیما رامی‌زند؛ ضمناً سیما یادآوری می­کند که بعضی وقت‌ها احمد او را زیر مشت و لگد سیاه و کبود می‌کند.

 «واکنش پنجم»: در صحنه‌های ابتدائی فیلم زمانی که ترانه همسرش را به همراه منشی‌اش در رستوران می‌بیند و با یکدیگر درگیر می‌شوند وقتی ترانه از رفتن با شوهرش امتناع می‌کند شوهرش سعی می‌کند او را بزند.

 

ب) ازدواج اجباری

«دو زن»: فرشته به خاطر جو حاکم و شرایط دشواری که در آن قرار دارد، کمک احمد و دینی که نسبت به او دارد و نه از روی علاقه یا انتخاب با او ازدواج می‌کند در واقع نوعی جبر محیطی در این ازدواج وجود دارد.

«زن زیادی»: در اواخر فیلم در صحنه‌های گفتگوهای چهار نفره بین احمد و سیما و صبا و رحیم، زمانیکه رحیم می­خواهد احمد و صبا را بکشد صبا زندگی‌اش را تعریف می‌کند: عمویش او را به زور شوهر داده است.

«واکنش پنجم»: ترانه ماجرای ازدواجش را اینگونه تعریف می‌کند که وقتی در دانشگاه تهران قبول شده پدرش به نوعی او را مجبور کرده است با مردی که او هم در تهران تحصیل می­کرده ازدواج کند؛ و ابراز می‌کند که همسرش را دوست نداشته و بخاطر شرایط حاکم و نوعی از اجبار پدر با او ازدواج کرده است و اکنون هم از زندگی خود ناراضی است. « ترانه: بازم برو خدا رو شکر کن فرشته که چند سال زندگی با عشق رو تجربه کردی من چی بگم که حتی یه روز زندگی با عشق نداشتم دوتا بچه هم دارم».

 

 ج) اجبار در ادامه‌ی زندگی

«دو زن»: فرشته تمام تلاش خود را برای رهایی از زندگی تحصیلی می‌کند اما بخاطر وابستگی به بچه‌ها مجبور به ادامه‌ی زندگی می شود.

«زن زیادی»: روایت داستان به گونه‌ای است که ما می­بینیم سیما مجبور است به این زندگی سراسر رنج و زحمت ادامه دهد و حتی با تلاش  مضاعف خود، بار زندگی را به دوش بکشد. برخورد نامناسب خانواده و جامعه، کافی نبودن حقوق معلمی برای اداره زندگی، ترس از دست دادن و دوری فرزند، اینها چیزهایی هستند که به گفته سیما او را مجبور به ادامه زندگی با مردی می­کند که خود گرفتار سرخوردگی از جامعه سنتی است. در صحنه‌ی گفتگوی چهار نفره صبا به سیما می­گوید: «تو که با سوادی، کار می‌کنی، تو چرا؟ یه لقد حرومش می‌کردی می‌ذاشتی می‌رفتی». در واقع چنین جملاتی نشان از آن است که سیما اگر می‌خواست می‌توانست به ادامه‌ی این زندگی تن ندهد اما گویی نوعی اجبار برای ادامه دارد.

«واکنش پنجم»: در اوایل فیلم بعد از اینکه ترانه شوهرش را در رستوران می‌بیند جمع زنانه‌ی دوستان فرشته که تا آن لحظه در حال گفتن و خندیدن بودند شروع می‌کنند به پرده برداشتن از واقعیات زندگی‌هایشان و هر کدام از آنها به نوعی نارضایتی خود را از ادامه‌ی زندگی مشترکش بیان می‌کند. یک نفر همسر خلبان آزاده‌ای است که بعد از سالها اسارت برگشته و در حالی کنار خانواده‌اش زندگی می‌کند که از نظر روحی و اخلاقی تغییر کرده است؛ نه اینکه خوب یا بد شده باشد بلکه صرفاً تغییر کرده و این تغییر به نحوی همسرش را آزار می‌دهد و او به خاطر شرایط اجتماعی مجبور به ادامه‌ی زندگی است. وی برای بیان چرایی نارضایتی‌اش اینگونه می‌گوید: «همه به من تبریک می­گن که همسر یک آزاده‌ام ولی کسی به شوهرم تبریک نمی‌گه که زنت چه شیرزنی بوده که تو این سالها بچه‌ات را از آب و گل در آورده»؛ و در مقابل سوال دوستانش که: «چرا به این زندگی اجباری ادامه می‌دهد؟» می‌گوید: « آخه من تنها نیستم که تصمیم بگیرم، منم و انسانیت منم و اخلاق اجتماعی». نفر دوم شوهرش هم تریاکی است، هم با دختر جوانی که از دختر خودش کوچکتر است ازدواج کرده و دیگر اصلاً به خانه نمی­آید به علاوه تمام دارائی زن هم به نام همسرش است و این مساله او را مجبور به ادامه زندگی می‌کند. ترانه هم در جاهای مختلف چیزهایی از زندگی‌اش می‌گوید که مشخص می‌کند از این زندگی ناراضی است مثلاً جایی که زندگی و ماجرای ازدواجش را برای فرشته تعریف می‌کند.

 

4) مطیع محض بودن زن

فمینیسم پیش از آن که نظریه‌ای منسجم در تحلیل وضعیت زنان، ریشه‌یابی، هدف­گذاری و ارائه‌ی راه‌کار باشد، اعتراضی نسبت به وضعیت حاکم مردانه است. (فمینیسم و دانش های فمینیستی، ص 30)

نل نودینگز (Nel Nodings) نویسنده‌ی کتاب اخلاق از منظر زنان می­گوید: «فیلسوفان سنتی معتقد بودند که به لحاظ اخلاقی، خوبی زن در اطاعت، سکوت و خدمت به مردان خلاصه می‌شود». (همان، ص 35)

 بنابراین هر گونه تبعیت واطاعت از حکومت مردان از دیدگاه فمینیسم مورد مذمت قرار می‌گیرد.

نباید فراموش کرد که این نوع از رفتار با زنان در طول تاریخ وجود داشته است اما باید مراقب بود رویارویی با این اشتباه بزرگ موجب زیر سؤال بردن دستورات دینی اسلام نشود. طبق الگوی ارایه شده اسلام برای زندگی خانوادگی، زن باید در مواردی مطیع پدر یا شوهر باشد اما اسلام هرگز به این واسطه آزادی و شخصیت انسانی زن را نادیده نگرفته است.

 «واکنش پنجم»: همسر حاج صفدر و مادر فرشته نماینده‌ی زنان سنتی جامعه هستند که اولاً تبعیت و اطاعت کامل از مردان را پذیرفته‌اند ثانیاً اهل مبارزه نیستند؛ یا اینکه اساساً می‌دانند که مبارزه علیه مردان ناموفق خواهد بود. مادر فرشته به تلاش او کمکی نمی‌کند و حتی برخلاف خواسته‌ها و خواهش‌های او عمل کرده، زمانی که فرشته در نهایت اضطرار (به همراه دو فرزندش تنها و بی‌پول و بی‌پناه در بوشهر در خیابان مانده) با مادر تماس می‌گیرد که به فرید (برادر فرشته) بگوید به بوشهر برود و او را نجات دهد این مسأله را از فرید پنهان می‌کند و در عوض فرشته را نصیحت می‌کند که از این کارها دست بردارد.

 «آتش بس»: یوسف: «من یه زن مطیع می خواهم». دکتر: «متأسفم دوران برده‌داری تموم شده».

 

ادامه دارد...

 


 

  
نویسنده : منصوره خوش نیت ; ساعت ۳:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱۱/۳٠
تگ ها :

فمنیسم در فیلم های تهمینه میلانی (3)

خلاصه داستان فیلم‌ها

در ادامه خلاصه داستان فیلم هایی که در آینده بررسی خواهند شد، می آید:

 

 دوزن


«فرشته نام آور» که برای تحصیل در دانشگاه به تهران آمده است به خاطر رهایی از مزاحمت‌های فردی به نام «حسن نجفی» به اصفهان باز می‌گردد، اما مرد مزاحم به دنبال او رفته و دردسرهای جدیدی برایش بوجود می­آورد. یکی از آشنایان خانوادگی به نام احمد برای حل مشکلات، به فرشته کمک کرده، سپس از او خواستگاری می‌کند؛ فرشته به­رغم میل باطنی‌اش با احمد ازدواج می­کند. احمد که هنگام خواستگاری به فرشته قول داده بود که اجازه‌ی ادامه‌ی تحصیل به او بدهد بعد از ازدواج از بازگشتن فرشته به دانشگاه و ادامه‌ی فعالیت‌های اجتماعی او جلوگیری می‌کند؛ در عوض آن به اذیت و آزار او می‌پردازد. بعد از گذشت چند سال طی حادثه‌ای مزاحم قدیمی که اکنون از زندان آزاد شده است با ضربات چاقو احمد را زخمی می‌کند. فرشته به همراه احمد و دو پسرش برای معالجه‌ی همسر خود به تهران می‌آید. فرشته با دوست صمیمی و همکلاسی‌ قدیمی‌اش رؤیا تماس گرفته، به منزل او می‌رود و تمام زندگی‌اش را برای رؤیا که مهندس ساختمان شده و زن موفقی است تعریف می‌کند. در آخر احمد می‌میرد و فرشته به فکر ساختن زندگی جدیدی بعد از این همه رنج و محرومیت می‌افتد.

 

نیمه پنهان

 

«فرشته صمیمی» دانشجوی شهرستانی که در تهران مشغول به تحصیل است جزء فعالان سیاسی اوایل انقلاب است و برای یکی از گروهک‌های مبارز کار می‌کند. فرشته با آشنایی با یک منتقد هنری که تفاوت سنی زیادی با او دارد درگیر یک ماجرای عاطفی می‌شود و به این واسطه لطمه‌های زیادی می‌بیند مضافاً اینکه در مبارزات سیاسی هم تحت تعقیب قرارگرفته و ناموفق است. بعد از انقلاب فرهنگی فرشته ازدواج کرده و به دانشگاه باز می‌گردد. با گذشت هفده سال اینک او دارای دو فرزند است و همسرش که در ریاست جمهوری کار می‌کند باید برای رسیدگی به شکایت زن زندانی سیاسی که به اعدام محکوم شده به شهرستان برود فرشته داستان خود را که تا به حال نگفته برای شوهرش می‌نویسد و از او می‌خواهد که با آشنایی با رنج‌های فرشته قضاوت صحیحی درباره‌ی آن زن داشته باشد .

 

واکنش پنجم

 


 «فرشته» که به تازگی همسرش را از دست داده است برای گرفتن حضانت فرزندانش از پدر شوهرش دچار مشکل می­شود. فرشته دوستانی دارد که در این راه به اوکمک می‌کنند. پدر شوهر فرشته «حاج صفدر» ضمن بیرون کردن فرشته از خانه تصمیم می‌گیرد بچه‌ها را به اصفهان فرستاده تا به همراه عمه‌شان از کشور خارج شوند فرشته با کمک دوستانش به همراه دو پسرش سعی می­کند از دست حاج صفدر فرار کند. اما قدرت و نفوذ حاجی باعث شکست فرشته می‌شود و حاجی که در ابتدا شرط کرده بود فرشته برای ماندن در خانه‌ی آنها و نگهداری از فرزندانش باید با برادر شوهر خود ازدواج کند، در انتها نیز سپردن بچه‌ها را به فرشته با گذاشتن شرط قبول می‌کند.

 

 زن زیادی

 


«سیما» معلم است و یک دختر کوچک دارد .«احمد» همسر سیما به سفر می‌رود و بهانه‌ی این سفر، همراهی کردن و کمک به زن بیوه‌ی جوانی به نام «صبا» است که می­خواهد به زادگاه خود برگردد. در راه پلیس احمد و صبا را بازداشت می‌کند و سیما برای آزادی آن‌ها رفته؛ در این سفر همراه آن‌ها می‌شود. او در می یابد کمک به صبا بهانه بوده و احمد قصد خیانت به او را داشته است. در بین راه به علت ریزش کوه جاده مسدود می شود و مسافرین مجبور می­شوند در مسافرخانه‌ای شب را بگذرانند. همان شب مردی محلی همسر خود را به جرم خیانت کشته و متواری می­گردد. پلیس هم به دنبال می­گردد. در نیمه‌های شب زمانی که سیما در نهایت ناراحتی داخل ماشین می‌نشیند مرد قاتل (رحیم) را می‌بیند و سعی می‌کند به او در پنهان شدن کمک نماید. او را با ماشین به جای امنی می برد. صبح روز بعد که جاده باز شده و آن‌ها تصمیم دارند به سفر خود ادامه دهند سیما می‌خواهد نزد رحیم بروند. بعد از گفتگوهایی که بین آن‌ها اتفاق می‌افتد رحیم تصمیم می‌گیرد برای کمک به سیما، احمد و صبا را بکشد، صبا خود را آماده‌ی مرگ اعلام می‌کند اما احمد مقاومت می‌کند. البته سیما چندان با کشتن آن دو موافق نیست. در بین درگیری‌ها رحیم ناخواسته به خود شلیک کرده و می‌میرد.

 

آتش بس

 

«سایه» مهندس آرشیتکت، برای طلاق از همسرش، «یوسف» که مهندس راه و ساختمان است، نزد وکیل می‌رود. اما تصادفاً گذرش به مطب یک روانشناس می­افتد و طبق پیشنهاد روانشناسی نحوه آشنایی و مسائل مربوط به زندگی مشترکش با یوسف را برای دکتر تعریف می‌کند. ‌دکتر پس از ملاقات با یوسف، به این زوج پیشنهاد می­کند که با کمک او کودک درون خود را شناخته و با کنترل آن بتوانند خود را تغییر داده، تصمیمات عقلانی بگیرند و به زندگی مشترکشان سامان ببخشند.

 

سوپر استار

 

 «زند» یکی از بازیگران معروف سینماست که همه‌ی جوانان به او عشق می‌ورزند و امضای او را مطالبه می‌کنند. اما برخلاف این شخصیت ظاهری، شخصیت واقعی و زندگی این بازیگر غرق در مفاسد و مادیات است، تا اینکه دختری کم سن و سال وارد زندگی او می‌شود با این ادعا که فرزند او است. فرزندی که حاصل رابطه‌ای کوتاه­مدت وی با کسی در شانزده‌ سالگی  است. حضور دختر نوجوان (رها) باعث ایجاد تغییراتی در زندگی زند می‌شود و رفتن رها باعث می‌شود که زند سرش به سنگ خورده و با ندامت به فکر تغییر رویه زندگی‌اش بیافتد.

 

 

ادامه دارد...

  
نویسنده : منصوره خوش نیت ; ساعت ٧:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱۱/٢٥
تگ ها :

فمنیسم در فیلم های تهمینه میلانی (2)

 

* تاریخچه فمینیسم

ریشه‌ی ظهور فمینیسم را شاید بتوان به مواردی چون رنسانس و تحولات بعد از عصر روشنگری و سپس انقلاب فرانسه و انقلاب صنعتی نسبت داد که مناسبات زن و مرد را در بعضی یا تمامی جهات مورد سئوال قرار داد. اصطلاح فمینیسم تا اواخر قرن نوزدهم وارد نظام واژگانی نشده بود. هر چند بسیار پیش از آن، برخی آثار در مورد حقوق زنان به رشته تحریر درآمده بود؛ با وجود بی‌عدالتی‌هایی که در روابط بین زن و مرد وجود داشته است، اما این بی‌عدالتی‌ها تا اواخر قرن نوزدهم باعث به وجود آمدن نهضتی اجتماعی و فراگیر نشده بود. اولین آثار فمینیستی را زنان در دهه 1630 نوشتند. ( کتاب زنان 29، فمینیسم دراندیشه پست مدرنیسم ، ص 8)

 

اقسام فمینیسم:

فمینیسم از نظر تاریخی به سه موج تقسیم می شود:

موج اول که مهم­ترین ویژگی آن توجه به دستیابی به حقوق مدنی و سیاسی برابر است. (فرهنگ واژه‌ها ، ص 427)

موج دوم که شعار محوری آن برابری کامل زن و مرد در تمامی زمینه‌های اجتماعی، روانی و فرهنگی است. (همان ، ص 428)

موج سوم با پذیرش این اصل که اساساً ستم‌های وارد بر زنان از ناحیه وجود فرهنگ مردسالاری است معتقد است برای نجات از این فرهنگ، باید با نگاه زنان به جهان نگریسته شود و از جهان تفسیری زنان ارائه شود. (همان ، ص 429)

  فمینیسم از نظر تئوری‌هایی که ارائه داده است و ترکیب با تئوری‌های دیگر انواع متفاوتی دارد، از جمله: «فمینیسم آزادی­خواه، فمینیسم مارکسیستی، فمینیسم سوسیالیستی، فمینیسم افراط‌گرا، فمینیسم اگزیستانسیالیست (وجودنگر) و فمینیسم پست­مدرن. (‌عریان کردن فمینیسم، ص 23) هر کدام از این انواع به جهت تفکری که ارائه می‌دهند فعالیت‌های متفاوت و اهداف مختلفی داشته و دارند؛ اما آنچه مسلم است اینکه غایت نهایی تمامی آن‌ها یک چیز است و آن زن­محوری و اصالت بخشیدن غیر واقعی، به زن است.

 

فمینیسم در ایران:

فمینیست‌های ایرانی دو دسته هستند: گروه اول مخالفانی‌اند که پس از انقلاب اسلامی به کشورهای دیگر مهاجرت کرده‌اند و پس از تلاش از راه‌های مختلف برای ضربه‌زدن به رژیم حاکم به این نتیجه رسیده‌اند که محور دفاع از حقوق زنان راه مناسبی جهت نیل به اهدافشان است. بسیاری از این افراد را زنان ناکام در فعالیت‌ سیاسی که اکنون خارج از مرزهای ایران اسلامی هستند تشکیل می‌دهند.

گروه دوم نیروهای داخلی هستند که برخی از آنها تجربه‌ی مخالفت با رژیم سابق و حمایت از نظام جدید را دارند و بعضی از آنها در طیف زنان متدین و مذهبی جای می‌گیرند. (ر.ک: مسائل و مشکلات زنان ؛ اولویت‌ها و رویکردها ، ص 457و 458)

 

* فمینیسم و سینما

به طور کلی هنر از مؤثرترین وسایل ترویج تفکرات، تئور‌ی‌ها و... است. صاحبان مکاتب و جنبش­های مختلف در تمام دنیا برای القای مفاهیم ذهنی، آرمان‌ها و نفوذ در میان اقشار مختلف جوامع به خوبی از این وسیله استفاده می‌کنند و سینما بین هنرها یکی از پرنفوذ‌ترین و تأثیرگذارترین‌ها است که جهت انتقال مفاهیم با نهایت کارایی مورد استفاده و سوء استفاده‌ی صاحبان مکاتب و جنبش‌ها قرار می‌گیرد.

 

سینمای جهان:

در سینمای جهان و به طور خاص در هالیوود چنین استفاده‌ی ابزاری از هنر کاملاً مرسوم و مطلوب است زیرا هنرمندان در راستای اهداف سردمداران مملکتی و همگام با آنان به فعالیت هنری خود می پردازند. در نتیجه نحوی از سلطه تفکرات متفاوت از جمله فمینیستی به صورت غیر ملموس بر جهان حاکم می‌شود.

 

سینمای ایران:

در سینمای ایران نیز افرادی هستند که این روش را بکار می‌برند؛ البته نمی‌توان به طور مطلق برخی از آنها را فمینیست نامید بلکه ردپای فمینیسم در آثار این افراد گاهی به شکل جزئی و پراکنده ، وجود دارد. اما یکی از کسانی که به طور منسجم و مداوم در تلاش برای بیان افکار فمینیستی در آثار هنری خود است «تهمینه میلانی»، کرگردان زن پس از انقلاب اسلامی است.

 

ادامه دارد...


 

  
نویسنده : منصوره خوش نیت ; ساعت ٥:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱۱/٢٢
تگ ها :

فمنیسم در فیلم های تهمینه میلانی (1)

 

بسم الله الرحمن الرحیم

در این نوشته سعی شده نگاه جامعی به مهمترین آثار تهمینه میلانی بشه البته با این توضیح که متن قدیمی است و زمانی نوشته شده که خانم کارگردان فیلم سوپر استار رو ساخته بودند و اکران شده بود (فروردین سال 88)؛ بنابراین درباره فیلمهایی که بعد از آن ساختند یا اکران شد، حرفی در این متن زده نشده است.


مقدمه:

هنر هفتم از طریق بینایی و شنوایی قادر است احساس، عواطف و تفکر مخاطبان خود را درگیر کرده، نفوذ چشمگیری در اندیشه‌های آنان پیدا کند، تا جایی که  دستیابی به گسترش تفکراتی از جمله فمینیسم در جهان و کشور ما به دست هنرمندان این عرصه صورت می‌گیرد. برای مخاطب اندیشمند ضروری است که به طور منطقی و هوشمندانه با این جریان روبرو شود تا این بستر فرهنگی (سینما) را از انحراف دور نماید. با وجود آموزه‌های دینی درباره جایگاه زنان در قرآن و احادیث معصومین علیهم السلام، برخی افراد مجذوب تبلیغات انسان­مدارانه (انسان­محورانه) و فمینیستی غرب شده و با استفاده از برخی رسانه­های تصویری هم­چون؛ ‌سینما سعی در ترویج عقایدی از جمله فمینیسم می‌نمایند که خود از مصادیق تهاجم فرهنگی است و هوشمندی در برابر این تلاش­ها و سعی در مقابله با آن‌ها برای نسل جوان و فرهیخته‌ی کشور ما ضروری است. سینما تأثیرگذارترین و پرطرفدارترین رسانه تصویری است. هنرمندان این عرصه قادرند به گونه­ای غیر مستقیم افکار و عقاید خود را به مخاطبان القا نمایند. با توجه به ترویج مکاتب اومانیستی از جمله فمینیسم از طریق فیلم­های سینمایی و اثرپذیری بسیاری که بر روی مخاطبان خود به ویژه جامعـه زنان گذاشته است پژوهشـگر بر آن شد تا در این زمینه تحقیقاتی انجام دهد. بدون تردید مهم­ترین هدف انجام این پژوهش آگاه­سازی مخاطبان است تا در بینش خود نسبت به زنان و نقش ایشان در عرصه اجتماع ، از افراط و تفریط بپرهیزند. نوشته‌ی حاضر با چنین رویکردی در قالب تاریخ فمینیسم، فمینسم در سینما و ارائه‌ی مصادیق فمینیستی در آثار «تهمینه میلانی» تدوین شده است. استفاده از مستندات کتابخانه‌ای و تطابق میدانی روش این بررسی بوده است.

 

1 . تعریف فمینیسم :

الف) تعریف لغوی: فمینیسم (Feminism) در فارسی به «‌آزادی­خواهی زن، زن­گرایی و مؤنث­گرایی» ترجمه شده است.

ب) تعریف اصطلاحی: می‌توان گفت فمینیست کسی است که معتقد باشد زنان به دلیل جنسیت، گرفتار تبعیض هستند، نیازهای مشخصی دارند که نادیده (گرفته شده) و ارضا نشده می‌ماند. ‌لازمه‌ی ارضای این نیازها، تغییری اساسی در نظام اجتماعی، اقتصادی و سیاسی است. (‌مسأله زن، اسلام و فمینیسم، ص 247)

فمینیسم در دو معنای قریب به هم در زبان انگلیسی به کار می‌رود؛ در معنای نخست فمینیسم عبارت است از: نظریه‌ای که معتقد است زنان باید به فرصت­ها و امکانات مساوی با مردان در تمامی جنبه‌های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی دست پیدا کنند. معنای دیگری که برای لفظ فمینیسم ذکر شده این است که این لفظ بر جنبش‌های اجتماعی اطلاق می‌شود که تلاش می‌کنند تا اعتقاد و باور فوق که در معنای نخست ذکر شده را نهادینه کنند. ( فرهنگ واژه‌ها؛ ص 423 و 424)

البته فمینیسم در تاریخ خود تغییـراتی داشته است و فمینیست‌ها با تغییـر شعار و گاهی مواضع خود به علاوه نسـبت دادن هر رخداد تاریخی به فمینیسم سعی در اعتبار بخشـیدن به اندیشه‌ی خود داشته‌اند؛ در نتیـجه گروه‌های مختلف و ایده‌های متفاوتی زیرمجمـوعه‌ی فمینیسم بوده‌اند و به سختی می‌توان فمینیسم را در قالب یک تعریف واحد گنجاند. (ر.ک: به فمینیسم و دانشهای فمینیستی .ص 15) آنچه برای فمینیسم از همه چیز ضروری‌تر است زن بودن است. (عریان کردن فمینیسم، ص 26)

 

 

2 . درباره تهمینه میلانی:

 

 

« میلانی» از جمله زنان فیلمساز ایرانی است که کار خود را پس از انقلاب اسلامی شروع کرده و عرصه‌های مختلف فعالیت در سینما از جمله: فیلمنامه نویسی، کارگردانی، دستیاری کارگردان، تهیه کنندگی و... را طی این سال­ها تجربه کرده است. البته «میلانی» با کسب این تجارب به موفقیت­هایی در زمینه‌های هنری (کسب جوایز از جشنواره‌های داخلی و خارجی)، ‌تجاری (شکستن رکورد فروش ) و... دست یافته است. امروز «تهمینه میلانی» به عنوان یک زن فیلمساز با تئوری‌های مشخص در سینمای ایران فرد شناخته شده‌ای است که گاه فیلم‌هایش با جنجال همراه است.

«میلانی» متولد 1339 در شهر تبریز است. وی در رشته‌ی معماری تحصیل کرده و کار هنری خود را از سال 1358 آغاز کرده است. (ر.ک: به سایت: www. Hawzah.net ) او در اغلب آثارش همراهی همسرش (محمدنیک بین – تهیه کننده، بازیگر، طراح صحنه) را داشته است و تا کنون ده فیلم را کارگردانی کرده است. دوران فیلمسازی وی به دو بخش تقسیم می­شود: بخش اول که می­توان گفت برای کارگردان جوانی چون او بیشتر جنبه‌ی کسب تجربه و اثبات توانایی‌هایش را داشته است شامل این فیلم‌ها است­: بچه‌های طلاق 1368، افسانه آه 1369، دیگه چه خبر 1370، کاکادو 1373. (البته می­توان گفت در فیلمی مثل افسانه آه هم رگه فمینیستی وجود دارد و شاید بتوان در تمام ساخته­ های این کارگردان اثرات اندیشه­ های فمنیستی را پیدا کرد حتی کارهای اولیه ایشان)  بخش دوم که چهره‌ی واقعی تری از میلانی نشان می­دهد که همراه است با ظهور افکار وی شامل این فیلم‌ها است: «دو زن 1377 – نیمه پنهان 1379- واکنش پنجم 1381، زن زیادی 1383، آتش بس 1384». البته آخرین اثرمیلانی (سوپراستار 1387) به ظاهر جزء فیلم‌های بخش دوم نیست اما خالی از اشارات فمینیستی نیز نمی‌باشد.) ر.ک: به سایت :www.farhangeinan.com)

 

ادامه دارد...

  
نویسنده : منصوره خوش نیت ; ساعت ۱۱:۳٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱۱/۱٧
تگ ها :

درباره فیلم "میهمان داریم"

 
 
بسم الله الرحمن الرحیم
 

 

شیرینی جمع خانوادگی سنتی ایرانی، چند سالی است که تبدیل شده به تم مورد پسند سینماگران. خانواده­ای که به بهانه­ ای دور هم جمع می­ شوند و با آرامش و شادی، فضایی زیبا و دلنشین می­ سازند و به برکت این فضای شاد و ارتباط صمیمی، مشکلات افراد خانواده حل می شود (یه حبه قند، وضعیت سفید، آذر شهدخت پرویز و دیگران و...). نیمه دوم فیلم میهمان داریم، تصویرگر چنین جمعی است. جمعی شاد و در عین حال آرام که رنگ را به زندگی می­ بخشند. هرچند باید دریغ و افسوس خورد از اینکه متأسفانه بخش اعظم تصویری که سینما از خانواده سنتی ایرانی نشان می­ دهد، مربوط به ظواهری مثل ظرف و ظروف قدیمی و بغچه ترمه و غذای سنتی و امثال آن است، نه نوع روابط بین آدم­ها و سبک زندگی خاصشان. البته متأسفانه این بار این سوژه، کارآیی ویژه خود را ندارد. ورود افراد دوست داشتنی قصه (ارواح سه فرزند شهید خانواده)، درست از جایی است که داستان در حقیقت تمام می ­شود (هرچند که فیلم تازه به نیمه رسیده است)، دقیقاً در لحظه ­ای که سه نفر اعضای درد و رنج کشیده خانواده که ناراضی از وضع موجود خود هستند، لحظه مرگ را می­ گذرانند.

نیمه ابتدایی فیلم، روایتگر وضعیت رقت برانگیز زن و شوهر پیر و تنهایی است که در خانه ­ای بزرگ و قدیمی زندگی می­ کنند و به سختی از پس امور خود بر می ­آیند. همه جای خانه بوی زوال و نیستی می­ دهد و خود زن و شوهر هم مدام باید مراقب یکدیگر باشند تا درگیر دردسری تازه نشوند. شرایط زندگی آنها به نحوی است که گویا جامعه نسبت به آنها روحیه تهاجمی دارد، خانه همسایه را خراب کرده ­اند که بسازند و ساخت و ساز، آرامش را از این زوج سلب کرده است. حتی وقتی مرد به خرید می ­رود نوعی غریبگی با کوی و برزن دارد و جایی هم موتورسواری می­زند به او و وسایلی را که خریده پخش زمین می­ کند. این زوج در واقع والدین جانبازی هستند که در آسایشگاه به سر می­ برد. جانبازی که پس از شهادت رفیقش و به خاطر جفایی که از طرف جامعه به او و همرزمانش شـده، لحنی گزنده و رفتاری پرخاشـگرانه پیدا کرده، سر ناسازگاری با همه دارد. پدر و مادر، فـرزند خود را به خانه می­ آورند اما عدم رضایت او از آمدن به خانه و رفتارهای تندش، آنها را دلگیرتر از قبل می­ کند؛ تا جایی که بگومگوی بینشان، به سیلی زدن پدر به صورت پسر ختم م ی­شود که خود را طلبکار م ی­داند ولی پدر به او یادآوری می­ کند که خودت خواستی بروی، بنابراین حق اعتراض نداری.

در ابتـدا تصور می­ شود فیلم قـرار است به بررسـی بخشی از مسائل اجتمـاعی روز که معضلات و مشـکلات جانبـازان و خانواده­ های ایشان است، بپردازد تا به این وسیله زمینه برطرف شدن مصایب آنها فراهم شود و از طرفی هم ادای دینی به این بزرگواران و مرهمی بر آلام آنها باشد. اما تلخی و غم ­انگیزی بی­ثمر فیلم،  این پیام را منتقل می­ کند که طلبکاری این قشر جانباز چیزی غیرعادی و خارج از محدوده و زیاده خواهی است. پدر و مادری که خود در نهایت انزوای اجتماعی به سر می برند و زندگی بی روح آنها در واقع نوعی روند رو به اضمحـلال است حتی خودشان تحمـل کمی بدخلقی فرزند جانبازشان را ندارند و حتـی آنها نمی­ توانند به این فرد حق بدهند، حتماً و به طریق اولی، مخاطب هم نمی­ تواند با شخصیت جانباز همراه شده و او را نسبت به اموری که بیان می­کند، محق بداند. این خانواده و افرادش گویی مزاحم و زیادی هستند و برای آنها مرگ بهتر است از زندگی.

خانواده با وضعیت بغرنجی که در آن گرفتار هستند و کشمکش ­هایی که دارند و به ویژه با میهمان خاصی که قرار است در نیمه شعبان به خانه شان بیاید، نماد جمهوری اسلامی ایران است. ایرانی که سالها پیش خودخواسته به جنگ رفت و حالا تاب تحمل عواقب کاری را که کرده، ندارد. جنگ باعث شد ایران، نیروی جوان و نشاط و سرزندگی خود را از دست بدهد و در مقابل چیزی جز خمودی و رخوت، به دست نیاورد. حالا این سرزمین در تقابل با توسعه تمدن جهانی، قرار گرفته و توانی برای همراهی و هم­دوشی با آن را ندارد. سرانجامِ چنین وضعی، چیزی نیست جز نابودی و حرمان.

این نگاه تلخ ضد جنگ که پشت چهره آرام و ملایم فیلم، پنهان شده و سعی دارد مخاطب را با خود همراه کند، گویا بی خبر است از آنکه، مردم این سرزمین، رضاها و رضاها و رضاها، به جنگ نرفتند بلکه از خاک و ناموس و هویت خود دفاع کردند، کاری که هر جانداری در برابر تهاجم به حریم خود، آن را انجام می­ دهد. تلخ­تر از وضعیت غم ­انگیز جانبازان و خانواده­ های محترمشان و خانواده­ های محترم شهدا، نگاه تلخی است که فیلمساز به این پدیده خاص دارد؛ نگاهی که ماوقع آن هشت سال را جنگ می ­انگارد و واضح است که از جنگ چیزی جز تلخی و تلخکامی، بر نمی­ آید. اما اگر نگاهی واقعی به دفاع مقدس هشت ساله و بازماندگان آن دوران داشته باشیم، خواهیم دید که آنها مردمانی هستند که هر رنج دنیایی را به جان و دل می ­خرند تا عزت و شرافت خود را حفظ کنند و در مسیر گذشته و امروز و آینده خود، هرگز پیروزمندی خود را از دست نمی­ دهند. به دلیل همین نگاه تلخ است که نیمه دوم فیلم به­ رغم آنکه سرشار از سرخوشی و آرامش است، کارآیی مناسبی پیدا نمی­ کند. برای مخاطب کاملاً واضح است که این زیبایی­ها واقعی نیست، بنابراین فایده ­ای هم در پی ندارد و بیشتر یک «ای کاش» بزرگ است و نیمی از فیلم را به خود اختصاص داده.

 

 


  
نویسنده : منصوره خوش نیت ; ساعت ۱٠:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱۱/٩
تگ ها :