یک قطره از هزاران

یک قطره ام و گاه چنان موج می زنم/ در خود، که ناگزیری دریا ببیـنی ام

نقش بر جا ماندنی

...

مردمانی جان خود را بر جهان افزوده اند

آفتاب جانِ شان در تار و پود جانِ ما!

 

مردمانی رنگِ عالم را دگرگون کرده اند

هر یکی در کار خود نقش آفرین همچون خدا!

 

هر که بر لوح جهان نقشی نیفزاید ز خویش،

بی گمان چون نقش پا محو است در موج فنا

 

نقش هستی ساز باید نقش بر جا ماندنی

تا چو جانِ خود جهان هم جاودان دارد تو را!

 

فریدون مشیری

  
نویسنده : منصوره خوش نیت ; ساعت ۱٠:۳٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٥/٢٦
تگ ها :