به بهانه اکران "پل چوبی"

 

 

سوژه های فیلم ها از کجا می آیند؟

 

 

در جشنواره فیلم فجر سال نود نکته ای بود که توجه خیلی ها را به خود جلب کرد، تکرار موضوع خیانت در فیلم ها به طوری که بین حدود چهل فیلم به نمایش در آمده،‌ پانزده فیلم به صورت مستقیم و غیر مستقیم چنین موضوعی داشتند و بعد از آن، اکران یکی پس از دیگری این فیلم ها و جریاناتی که از سوی حوزه هنری برای برخی از این فیلم ها رخ داد که شاید پرداختشان به موضوع خیانت جدی تر بود و حالا اکران آخرین فیلم از بین آنها.

قبل از این هم فیلم هایی از این دست در سینمای پس از انقلاب داشته ایم اما در این مرحله خاص دو نکته حائز اهمیت بود یکی تعداد بالای فیلم هایی که همزمان این موضوع را داشتند و دیگری نوع نگاهی که در این فیلم ها وجود داشت که غالباً به عادی سازی این امر و قبح زدایی از آن پرداخته بودند.

اما آنچه در جریان جنجال های به وجود آمده فراموش شد، آسیب شناسی چرایی ساخت این فیلم ها بود؛ البته گاهی کسانی در این مورد سخنی گفتند که به شدت مورد انتقاد سازندگان این فیلم ها و طرفدارانشان واقع شدند. به عنوان مثال وقتی مطرح شد که سینماگران با ساخت این نوع فیلم ها بیشتر از آنکه درد جامعه را بگویند وصف حال خود می کنند، سینماگران این حرف را برنتابیدند و اظهار داشتند که خانواده محترم سینمای ایران مورد اتهام واقع شده است غافل از آنکه همین خانواده محترم با پرداختن مکرر به این موضوع، خانواده بزرگ و شریف ملت ایران را متهم به چنین صفتی می کند گویا که خیانت ذاتی مردم این سرزمین است.

به هر حال آنچه مسلم است این که برای چنین مسأله ای می توان دلایل مختلفی طرح کرد که هر کدام به اندازه ای و به نحوی سهمی در ماجرا دارند، در این نوشتار به یکی از این دلائل پرداخته می شود.

با نگاهی به مجموع محصولات سینمایی و تلویزیونی چند سال اخیر در کشور، می توان به سادگی دریافت که بخش قابل توجهی از آنها، به نوعی کپی برداری از آثار غربی و به طور خاص هالیوودی هستند. البته این کپی برداری به آن شکلی که سینمای هند انجام می دهد نیست. بالیوود در حقیقت فیلم های هالیوودی را بازسازی می کند و کپی برابر اصل می سازد اما سینمای ایران شخصیت ها، سکانس ها، پلان ها، موقعیت ها، محور اصلی قصه ها و... را کپی می کند. این امری است که نه تنها با نگاهی به فیلم ها می توان دریافت بلکه گاهی خود فیلمنامه نویسان و کارگردانان نیز در مصاحبه هایشان اعتراف که چه عرض شود،‌ افتخار می کنند که از فلان فیلم به اصطلاح وام گرفته اند و در حقیقت کپی کرده اند. این اتفاق در نهایت غفلت از تناسب بین محصولات غربی و فرهنگ جامعه ایرانی رخ می دهد. نگارنده نمونه های بسیاری از این کپی برداری ها را می تواند به عنوان مثال ذکر کند که جهت احترام به سینماگران محترم از این کار صرف نظر می کند.

این را شاید به نوعی بتوان تنبلی نامید که سینماگر به جای پیدا کردن سوژه ها و موقعیت ها و خلاقیت به خرج دادن برای پرورش آنها، بین مردم سرزمین خود نمی رود و به سرمشق گرفتن از آثار دیگر کشورها اکتفا می کند.

از طرف دیگر خط اصلی بسیاری از آثار خاصه همین نمونه های مرتبط با خیانت، دقیقاً همان چیزی است که در فیلم ها و سریال هایی که از شبکه های ماهواره ای پخش می شود، می بینیم و این نشانگر اثرپذیری سینماگران از این رسانه است. این واقعیت، خود دلیلی است بر اثر مخرب ماهواره: "آفتاب آمد دلیل آفتاب". اینکه بخش عمده ای از فرهنگ و سبک زندگی مردم به واسطه تماشای ماهواره تغییر می کند جزئیاتی دارد که یکی از آنها همین تأثیری است که بر سینماگران گذاشته است؛ که باز هم به جهت تنبلی به دنبال سوژه های حقیقی نمی روند و قانع به این هستند که مردم این فیلم و سریال ها را از ماهواره می بینند بنابراین حتماً فیملی که با همین موضوع بسازیم، دیده خواهد شد، به ساخت فیلم با این سوژه ها اکتفا کرده، این توهم را باور می کنند که مشکلات مردم منحصر در همین است و دغدغه روز همین؛ از خیل عظیم مسائل و مشکلات مردم سرزمین خود، باورها و اعتقادات و دغدغه های ملت، که قابلیت پرداخت سینمایی دارد غافل می مانند. در نهایت ژانر اجتماعی سینمای ایران محدود می شود به یک موضوع خاص با ادعای آسیب شناسی که البته به دلیل برآمده نبودن از تمام واقعیت جامعه، آنچنانی که باید کارگشا نیز نخواهد بود. فیلمسازی که به جای ارتباط با جامعه و حضور در بطن مسائل اجتماعی، محدود به تماشای ماهواره است،‌ ایده داستان و ساخت فیلمش را نیز از همان منبع دریافت می کند.

آنچه بیان شد از طرفی یکی از دلایل وفور داستان های خیانت زن و شوهری در سینمای سال های اخیر است و از طرف دیگر یکی از دلایل فاصله گرفتن مردم از سینما.

هرچند که پل چوبی آخرین پرده آن جنجال کزایی است اما سکانس فینال ماجرای خیانت سازی نیست همان گونه که آخرین ساخته اصغر فرهادی "گذشته" نیز به همین موضوع پرداخت و با استفاده از فضایی که ترسیم کرده بود توانست با دست بازتری درمورد این موضوع بگوید چرا که مغالطه تکرار اثر گذار است و آرام آرام راه برای پرده دری های دنباله دار باز می شود. باید مراقب بود، این جریان به راه افتاده عاقبت خوشی ندارد.

/ 3 نظر / 6 بازدید
لینا

سلام وبلاگتون رو دیدم مطالبش قشنگ بود ازش استفاده کردم لطفا سایت مارو هم نگاه کنید http://mehestan.org/page.php?29 مطالبش راجع ساختمان هوشمنده مثل آبیاری گیاهان و تغذیه حیوانات خانه هوشمند سیستم های صوتی و تصویری خانه هوشمند سیستم‌های حفاظتی وامنیتی خانه هوشمند کنترل روشنایی خانه هوشمند و غیره . اگه از مطالب وب سایت ما خوشتون اومد لطفا مارو لینک کنید

برده ولی آزاد

چنان درگیر چاله های پشت سر بودم که چاه پیش رو را ندیدم. کسی که از اوج می ترسد پایین ترین پله را بالاترین پله می بیند. خوشا آنانکه با گذر عمر پیر و با کهنه شدن عشق جوان می شوند. حرص و طمع اگر در جوانی پیر نگردد در پیری جوان تر گردد.