ارادت

 

 

در باب معاشرت، آن چیزی که اثرش فوق العاده است پیدا شدن حالت ارادت است، مسئله ی ارادت و شیفتگی به یک شخص معین، بالاترین و بزرگترین عامل است در تغییر دادن انسان و این اگر بجا بیفتد فوق العاده انسان را خوب می کند و اگر نابجا بیفتد آتشی است که آدمی را آتش می زند.

ارادت از مقوله ی محبت و شیفتگی است. اگر انسان فردی را ایده آل و انسان کامل تلقی کند و بعد شیفته ی اخلاق و روحیات او بشود، فوق العاده تحت تأثیر او قرار می گیرد و فوق العاده عوض می شود. این است که عرفا و متصوّفه به مسئله ی ارادت پیدا کردن به یک شیخ و مرشد، فوق العاده اهمیت می دهند. حالا من به حرف آنها کار ندارم.

اساساً اینکه ما در اسلام راجع به محبت اولیاء [توصیه هایی] داریم و مثلاً می گوییم حب امیرالمؤمنین چنین و چنان است، برای چیست؟ آیا این شرک نیست؟ اگر این مسئله ای که عرض می کنم مطرح نباشد، شرک است.

امیرالمؤمنین عالیترین انسانها، ولی ما مأموریم خدا را پرستش کنیم و همه ی پیغمبران وسیله هستند برای رساندن انسان به خدا. بسیار خوب، علی انسان کامل، ما چرا نسبت به او محبت داشته باشیم؟! پاسخ این است که محبت پیغمبر و محبت امیرالمؤمنین و محبت هر کاملی بزرگترین عامل اصلاح و تربیت انسان است. فسلفه ی محبت اولیاء این است.

 

منبع: تعلیم و تربیت در اسلام؛ شهید مرتضی مطهری

 

پ ن: قبلاً بدون توجه به مطلبی که استاد نوشته اند، از روی اخلاق شخصی، خیلی دقت داشتم در به کار بردن عبارت "ارادتمندم" نسبت به افراد؛ بعد از توجه به این مطلب اما بیشتر سعی می کنم از این عبارت به عنوان تعارف برای کسی استفاده نکنم و تنها در جایی و نسبت به افرادی به کار ببرم که ارادتم در حقشان حقیقت داشته باشد.

 

 

/ 0 نظر / 25 بازدید