آیا فیلم اخلاقی دینی است؟

بسم الله الرحمن الرحیم

این متن از نوشته های قدیمی است که در اواخر سال نود و اوایل سال نود و یک (در سه شماره) در روزنامه رسالت چاپ شد. این اواخر دوباره نگاهی بهش انداختم و به نظرم رسید بد نیست که در این صفحه منتشر بشه.


مقدمه

سینمای دینی، تعریف آن و شناخت ویژگی هایش مقوله مهمی است برای استفاده بهتر و صحیح از این هنر و صنعت جهت نیل به اهدافی که هر جامعه اسلامی می تواند داشته باشد. از این رو سعی می کنیم نگرشی کوتاه داشته باشیم به: مفهوم سینمای دینی، این که آیا دینی بودن در ساختار یک اثر هنری مهم تر است یا در محتوا، آیا فیلم اخلاقی دینی است یا خیر؟ و در نهایت نگاهی خواهیم داشت به چند اثر سال های اخیر سینمای ایران و طبق آنچه گفته خواهد شد دینی بودن آنها را بررسی خواهیم کرد. در این یادداشت از نظرات برخی نظریه پردازان خارجی به همراه سخنان بعضی از هنرمندان ایرانی استفاده شده و در نهایت نگارنده از آن نظریات جهت تطبیق با چند فیلم استفاده کرده است.

 

تعریف سینمای دینی

از آنجایی که نظریه پردازان، هنرمندان و عالمان دینی در سراسر جهان و خاصه کشور ما اختلافات اساسی در تعریف دو واژه سینا و دین دارند تعریف ترکیب این دو کلمه بسیار سخت تر خواهد بود. اما اگر بخواهیم نگاهی به تعاریفی که ارائه می دهند داشته باشیم پی می بریم که اغلب برمبنای نوع خاص تلقی خود از آنچه معیار اصلی برای سنجش دینی بودن اثر هنری می دانند، قالبی برای تعریف این ترکیب ساخته اند. برخی از این تعاریف چنان دچار خطا و اشتباهات شده اند که بسیار دور از مقصد اصلی به نظر می رسند اما برخی از انها را می توان از جهاتی پذیرفت و البته نه به شکل مطلق.

برخی از این تعاریف از این قبیل هستند:

ـ هر سینمایی که فاقد فحشا باشد در جهت سینمای دینی گام برداشته است یعنی در سینما همه چیز غیر از فحشا می تواند باشد. (این تعبیر برداشت ناقصی از جمله معروف امام خمینی است مبنی بر این که ما با سینمایی که فاقد فحشا باشد مخالف نیستیم زیرا سخن ایشان به معنی تبیین سینمای دینی با همین یک ویژگی نیست.)

ـ سینمایی که از دین به منظور تبلیغ مقاصد سیاسی استفاده می کند دینی نیست. (این هم یک تعریف سلبی است که قطعاً نمی تواند کامل باضد وصرفاً انکار یکی از ویژگی هایی است که برخی گمان کرده اند فیلم را دینی می کند.)

ـ سینمای دینی نمی تواند فقط سینمای اسلامی باشد در این صورت کلاً وجود سینمای دینی در ملل غیر مسلمان نفی می شود.

ـ سینمای دینی سینمایی است که تنها شعائر و احکام دنی بر آن حاکم است.

ـ سینمایی دینی است کهف ولو با نمایش گناه، تأثیر اخلاقی و دینی داشته باشد.

سینمای دینی سبک و شیوه خاصی دارد که آن را از انواع دیگر (ژانرهایی مثل وسترن، جنایی، کمدی و ...) جدا می سازد.

این تعاریف هر کدام به بیان یک ویژگی از سینمای دینی اکتفا کرده اند؛ برخی به شکل ایجابی و برخی دیگر به شکل سلبی. همان طور که گفته شد بعضی از این تعاریف می توانند به آنچه می خواهیم خیلی نزدیک باشند اما به هر حال قسمتی از چیزی هستند که برای تعریف سینمای دینی لازم داریم در واقع این تعاریف و بسیاری از دیگر برداشت هایی که در اینجا نیاوردیم شرط های لازم اما ناکافی برای دینی دانستن اثر هنری را به عنوان تعریف ارائه می دهند. شاید با تلفیقی از قسمتی از این نظریات بتوان گفت سینمای دینی سینمایی است که تمام یا قسمت عمده اجزای ظاهری و باطنی اش نشأت گرفته از دین و در خدمت دین باشد.

 

 سینمای، دینی فرم یا محتوا

یکی از اساسی ترین و تعین کننده ترین ویژگی های دینی بودن یا نبودن فیلم آن است که بدانیم دینی بودن باید الزاماً در یکی از فرم یا محتوا وجود داشته باشد و تعریف شود یا هر دوی آنها همراه با یکدیگر.

هر کدام از دیدگاه های قابل طرح در این باب قائلینی دارند و هر کدام از مدافعین برای اثبات مدعای خود دلایلی ارائه می دهند. از جمله، جهانگیر الماسی معتقد است: «سینمای دینی مضمون گریز است و دینی بودن سینما بیشتر مر بوط به ساختار می شود». دلیلی که وی برای نظرش بیان می کند این است که: «چون سینما یک اثر دیداری است» او اضافه می کند «مفاهیمی چون عدالت خواهی در مارکسیسم هم می تواند وجود داشته باشد».

در مقابل دسته دیگری از نظریه پردازان باور دارند که دینی بودن یک اثر هنری بستگی به محتوا و آنچه مربوط به مفهوم است دارد.

فریدهوف شووان معتقد است «در هنر مقدس یا دینی آنچه بیش از هر چیز اهمیت دارد محتویات اثر هنری و نحوه به کار بردن آن است». او می گوید: «هنر دینی اکثراً هدف زیبایی ظاهری را نادیده می گیرد و زیبایی آن بیش از هر چیز از حقیقت معنوی است».

از میان افرادی هم که به جمع بین دو نظریه فوق اعتقاد دارند تیتوس بوکهارت برای رد نظریه کسانی که معتقدند هنر دینی هر اثری است که موضوع دینی دارد می گوید: «هنر اساساً قالب و صورت است و این امر که موضوع یک هنر از حقیقتی روحانی مایه گرفته باشد برای دینی نامیدنش کافی نیست بلکه باید زبان صوری آن هنر نیز از همان سرچشمه سیراب شده باشد تا بتوان دینی اش خواند». اعتقاد او به این که صورت و معنی با یکدیگر متناسب هستند و به یکدیگر شباهت کامل دارند دلیلی است بر این که هرگز هیچ اثر هنری نمی تواند در قالب دینی و با محتوای غیر دینی باشد.

به هر حال به نظر می رسد اگر بخواهیم اقوال مختلف هنرمندان و متخصصین را در  این زمینه با یکدیگ جمع کنیم به این نتیجه می رسیم که دینی بودن هر کدام از فرم یا محتوا برای دینی دانستن یک اثر هنری شرط لازم اما ناکافی است؛ و با محقق شدن هر یک از آنها جایی برای شک و تردید در دینی بودن کل اثر باقی می ماند اما در صورتی که هماهنگی و یکدستی بین این دو مقوله وجود داشته باشد آنها نه به یکدیگر آسیب می رسانند و نه جایی برای شبهه یا اختلافی در دینی قلمداد کردن اثر باقی می ماند.

اما اگر با این جمع کردن موافق نباشیم و بخواهیم فقط یکی از فرم یا محتوا را انتخاب کنیم به خاط تأثیر گذاری عمیق و شاید اهمیت بیشتری که محتوا دارد باید بگوییم بهتر است فیلمی را دینی بدانیم که به مفاهیم دینی پرداخته است. در واقع آنچه در مفاهیم به دنی بودن نزدیک تر است شایستگی بیشتری برای دینی نامیدن دارد تا چیزی که ظاهرش دینی است اما ممکن است در معنا و مفهوم غیر دینی حتی گاهی ضد دینی باشد.

 

مفهوم اخلاقی، فیلم دینی

آیا فیلمی که محتوای اخلاقی دارد یا موضوعش اخلاق است را می توان در رده فیلم های سینمای دینی به شمار آورد؟ عده ای از هنرمندان به این سؤال پاسخ مثبت می دهند. البته اغلب آنها در تبیین نظریات خود نگـاهی به این نکته هم دارند که اخلاقیـات منظور صرف آن چیزی نیست که عقل و حس بشـری به تنهایـی درک کرده و بر آن صحـه می گذارد هر چنـد گاهی این را هم می پذیرند اما عموماً منظور، آن اخلاقی است که مورد تأیید دین و در نهایت سفارش شده از طرف پروردگار است.

رضا میر کریمی معتقد است: «اگر در زندگی موقت این دنیایمان، روابط درستی داشته بشم که این روابط درست را هم خدا تعریف کرده و اکثراً هم با منطق انسانی سازگار است یعنی به نوعی حس می کنیم اگر خدا هم نمی گفت ما دوست داشتیم که دروغ نگوییم، سر کسی کلاه نگذاریم، به همدیگر احترام بگذاریم؛ هر چه به اینها کمک کند سینمای دینی است».

داریوش ارجمند نیز ضمن انتقاد از هنرمندانی که در آثار خود فقط پرداختن به ظواهر دین (صورت نماز و روزه و حج و مسجد و...) را انتخاب کرده اند آن هم در همان حد ظواهر می گوید: «بازتاب آن اعتقادات و این مناسـک در ارتباط با مردم شکل می گیرد، یعنی اگر شما کسی را ببینـید که رفتـاری اخلاقـی و انسانی دارد حتـی اگر نماز خواندنـش را نبینـید او را انسانی دین دار می دانید...یعنی از عملکردش می فهمیم این آدم خداشناس، خدا ترس، قیامت ترس و با ایمان است».

اما در مقابل گروه دیگری معتقدند فقط اخلاقی بودن موضوع یا محتوای یک فیلم آن را دینی نمی کند. شاید بتوان گفت کسانی که این باور را دارند اغلب همان کسانی هستند که معتقدند برای دینی شدن یک اثر هنری لازم است که فرم و محتوا هر دو دینی باشند.

جهانگیر الماسی می گوید: «لزوماً هر فیلمی که اخلاقی است دینی نیست». البته این جمله به این معنی نیست که ایشان اساساً منکر این باشند که یک فیلم اخلاقی بتواند دینی باشد اما به هر حال نظر ایشان با اطلاقی که نظریه قبلی دارد در تناقض است.

اینجا هم اگر بخواهیم بین دو نظریه موجود جمع کنیم به همان نتیجه ای می رسیم که در بحث پیش رسیدیم و اگر هم بخواهیم یکی از دو قول را برگزینیم با توجه به انتخاب محتوا می توانیم اخلاقی بودن را مؤلفه ای بسیار قوی برای دینی دانستن یک اثر هنری قلمداد کنیم.

اما به نظر می رسد تأکیید بر استفاده از اخلاقیاتی که دین آنها را تعلیم داده و مورد توجه قرار می دهد نکته ای است بسیار مهم که نباید آن را فراموش کرد. مقا م معظم رهبری در زمان ریاست جمهوری خود بیاناتی در مورد سینما داشته اند که با توجه به آن همین نکته فهمیده می شود که آن سینمایی دینی و قابل احترام است که به آنچه برای اسلام مهم است بپردازد و آنچه را به نمایش بگذارد که اسلام همان را آموزش می دهد تا به این وسیله بتواند اخلاقیات و روحیات دینی را زنده کند. ایشان می فرمایند: «ما در مورد اسلامی بودن یک فیلم دو چیز می خواهیم یکی این که ارزش های اسلامی، یک عرض عریضی دارد و البته تعلیم دادن نماز جزء ارزش های اسلامی است اما تعلیم دادن راستی و درستکاری و شجاعت و مقاومت هم یکی از ارزش های اسلامی است. پس هر چیز که اینها را آموزش بدهد، یک محتوای اسلامی را آموزش داده است».

 

بررسی تطبیقی دینی بودن فیلم های اخلاقی

انعکاس

با توجه به آنچه گفتیم به تطبیق مصداقی دینی بودن یک فیلم اخلاقی می پردازیم.

انعکاس ماجرای زوج جوانی است که یکی از آنها به دیگری ظن پیدا کرده و فکر می کند که همسرش به او خیانت کرده است. این در حالی است که هر دوی آنها در شرایطی قرار میگیرند که می تواند این خیانت را انجام دهد، هر دو تا مرز ارتکاب گناه پیش می روند اما هیچکدام آلوده به آن نمی شوند.

موضوع فیلم خیانت است اما بر خلاف اغلب آثاری که به این موضوع پرداخته اند به شکلی سلبی آن را به نمایش گذاشته است به این معنی که در این فیلم خیانتی رخ نمی دهد. پرهیز از خیانت و سعی در حفظ حریم خانواده مهمترین پیامی است که از این فیم دریافت می شود؛ و این چیزی است که اسلام تأکیید فراوان بر آن دارد.

از محتوای فیلم انعکاس چند نکته برداشت می شود که به نظر می رسد هدف اصلی فیلم هم توجه دادن به همین نکات است تا مخاطب خود را به تعمق و اندیشیدن درباره آنها وادارد.

*حفظ عفاف و پاکدامنی، محترم دانستن حریم خانواده و تلاش برای مصون ماندن خانواده از هر گونه آسیب به ویژه آسیب های اخلاقی، از آموزه های اساسی و عمیق در اسلام است که بن مایه اصلی این فیلم هم هست.

*از طرف دیگر توصیه همیشگی به حسن ظن داشتن و پرهیز از بدگمانی و همچنین پرهیز از تجسس در امور ورفتار دیگران از جمله مسائلی است که اسلام تأکیید فراوانی بر آن دارد که البته خاص خانواده نیست و حکمی است که شامل تمام جامعه می شود ولی توجه یا عدم توجه به آن در خانواده از اهمیت دوچندانی برخوردار است.

*توجه به این نکته که هر آنچه انجام می دهیم علاوه بر پاداش و جزای اخروی در دنیا هم بازتابی خواهد داشت و بسیاری از آنچه بر ما می گذرد انعکاس رفتارهای قبلی خودمان است، نیز از امور مورد دقت در اسلام است.

اموری که شمرده شد از آن دست اخلاقیاتی است که علاوه بر توجه اسلام به آنها مورد تأکیید بسیاری دیگر از ادیان خاصه ادیان توحیدی است. فراتر از آن، اینها همگی برخاسته از فطرت پاک انسانی و مورد تأیید عقل بشری است. بنابراین شکی نیست که نکات فوق همگی نکاتی اخلاقی هستند و انعکاس را فیلمی اخلاقی و اخلاق محور می کنند.

حال که ثابت کردیم فیلم انعکاس فیلمی اخلاقی است نوبت آن رسیده که به پرسش اولیه خود پاسخ دهیم. در مباحث گذشته گفتیم که اگر فیلمی به مباحث اخلاقی بپردازد از آنجا که اخلاقیات مورد تأیید و خواست خدا و دین است آن فیلم دینی خواهد بود. از طرف دیگر گفتیم که پرداختن به دین در محتوا، مجوز دینی دانستن یک اثر هنری است. پس نتیجه می گیریم که این فیلم را می توان جزء فیلم های دینی به شمار آورد.

اما انتقادی که طرفداران اهمیت ساختار و فرم دارند اینجا هم میتواند واقع شود چرا که انعکاس غیر از محتوا هیچ چیز دیگری ندارد که بتواند بر مفاهیم دینی اش تأکیید کند وشاید همین امر باعث شده است که این فیلم و آثاری از این قبیل چندان مورد توجه (از نظر دینی بودن) قرار نگیرد. هر چند نظریه محتوا را قوی تر از نظریه فرم دانستیم اما گفتیم که همراهی فرم و محتوا شکل ایده آل تری برای دینی بودن اثر هنری است که قطعاً انعکاس در زمینه فرم دچار کمبود و کاستی است. ولی به هر حال فیلم کاملاً در اختیار اخلاق است و تمام آنچه ذهن مخاطب را در حال تماشای اثر و بیشتر از آن پس از مشاهده درگیر خود می کند به نوعی آموزه های دینی است. این عمق محتوایی توانسته تأثیر قابل قبولی بر مخاطب بگذارد و چیزی که بعد از گذشت مدتی هم در ذهن او باقی می ماند انعکاس را در نگاهش فیلمی دینی ثبت خواهد کرد.

 

محیا

محیا ماجرای جوانی است که علی رغم میلش و به اصرار خانواده پزشک شده است. او که به شدت از مرده می ترسد دلبسته دختری می شود که شغل خانوادگی اش غسالی است. دختر برای منصرف کردن او برایش شرط می گذارد که باید غسالی کند اما تلاش جوان برای رسیدن به این شرط باعث می شود تحولی بزرگ در او ایجاد شده و نگرشش به زندگی و مرگ به طور کلی تغییر کند.

این فیلم با پرداختن به مسأله مرگ و مهم تر از آن بیان مشکلات افرادی که چنین شغل هایی دارند سعی دارد مخاطب را به فکر وادارد. برخی از نکات اخلاقی که در این فیلم مطرح شده است از این قرارند:

* توجه به کسانی که در جامعه شغل های ویژه دارند. مشاغلی که ظاهراً از جایگاه اجتماعی مناسبی برخوردار نیستند و متأسفانه نگاه اغلب مردم به آنها دچار نوعی تلخی و سیاهی نسبت به آنها است. همان گونه که دین تأکید دارد که معیار عزت افراد در جامعه اسلامی و نزد پروردگار فقط تقوای الهی است این فیلم هم با نشان دادن چهره ای بسیار مثبت از یک دختر غسال (دختری مهربان، منطقی، متین، تحصیلکرده، توانمند و...) به این نکته توجه کرده است.

* تشویق به داشتن اراده قوی. این که خواستن توانستن است و انسان باید برای کسب آنچه می خواهد تلاش کند هرچند این امر باعث شود شکل ظاهری زندگی اش تغییر کند. این همان چیزی است که دین به آن اشاره کرده است با این بیان که خداوند بیشتر از توان آدمی از او چیزی نمی خواهد اما انسـان باید از حداکثر توانی که دارد برای رسیـدن به درجات تعالـی یا حتی آنچه خود می خواهد تلاش کند.

* توجه به مرگ که بارزترین و مهم ترین پیام و حرف این فیلم است. پذیرفتن مرگ به عنوان یک امر حتمی و مهم تر از آن به استقبال مرگ رفتن. این مسأله که باعث می شود در زندگی به هر عملی که انجام می دهیم توجه بیشتری داشته باشیم از آموزه های بسیار مهم و پر تأکیید دین است. دین به ما می آموزد همیشه به نحوی زندگی کنیم که گویا آخرین روز را سپری می کنیم و همچنین تأکیید فراوان دارد بر این که نگاه به مرگ و یادآوری آن سبب بهتر زندگی کردن است.

همان طور که دیدیم محیا دربردارنده نکاتی اخلاقی است و به این دلیل یک فیلم اخلاقی محسوب می شود؛ اما توجه ویژه این فیلم به مرگ و دنیای پس از آن که می توانیم آن را برای خود تبدیل به مایه آرامش کنیم نه این که از آن بهراسیم، نشأت گرفته از تعالیم دینی است. به این معنی که این فیلم به اخلاقیات صرف نمی پردازد و مثلاً روابط بین فردی و اجتماعی یا اخلاقیاتی را زندگی جمعی بشر اقتضا می کند مورد توجه قرار نمی دهد بلکه به آن دست از نکات اخلاقی نگاه دارد که رابطه مستقیم با خدا و دین دارد. مسأله ای تقریباً فردی چیزی که بین ما و خدا است، و البته ایمانی که ناشی از اعتقاد به جهان دیگر است. فیلم به بخشی از ماجرا می پردازد که بازتاب این ایمان و اعتقاد خواهد بود و آن نوع رفتار ما با دیگران است.

شاید این فیلم هم از جهت ساختار دینی به نظر نمی رسد اما به خاط موضوعی که دارد ناگزیر در ظاهر برخی نمادهای دینی را به نمایش می گذارد اما باز هم نمی توان با قاطعیت گفت که ساختاری دینی دارد. به هر حال طبق آنچه گفته شد محیا به دلیل محتوایی که دارد شانس بسیار زیادی دارد برای این که جزء آثار دینی سینما به حساب بیاید.

 

 

/ 1 نظر / 18 بازدید
عظیمی

سلام خسته نباشید دوست عزیز از مطالبتون کلی استفاده کردم