درباره فیلم آزاد راه

 

طلبه ی گلخانه ای


فیلم آزادراه یکی دیگر از فیلم هایی است که شخصیت اصلی اش یک طلبه جوان است، طلبه ی جوانی که درگیر ماجرایی میشود و بین دو راهی میماند، بین انتخاب صداقت یا عشق.

شخصیت طلبه در این فیلم با بازی مهدی پاکدل یک تفاوت شاخص با طلبه های دیگری که پیش از این در فیلم هایی از قبیل زیر نور ماه، سیب و سلما، طلا و مس و... دیده بودیم دارد. تمام طلبه ها و روحانی هایی که تا به حال دیده بودیم بسیار از جامعه دور بودند، به طرز اغراق آمیزی خجالتی، دست و پا چلفتی،‌ بی عرضه، فقیر، به طور خلاصه غیر عادی بودند.

آنها اینقدر خجالتی اند که حتی در مواجهه با افراد خانواده ی خود توان برقراری ارتباط ندارند چه برسد به برخورد و رویارویی شان با مردم جامعه و به طور خاص یک زن نامحرم احتمالاً بد حجاب. گویا که در تمام طول عمرشان اولین بار است که از گلخانه بیرون آمده اند و با موجودی که تنها در کتاب ها خوانده اند که نامحرم است و باید از او پرهیز کرد،‌ مواجه شده اند (بخش عمده ای از مشکل شخصیت فیلم سیب و سما همین مواجهه با یک زن بود، در طلا و مس هم شخصیت روحانی آنچنان در برخورد با زن پرستار دچار تزلزل بود که اغلب سکانس های رویارویی شان به طنز تبدیل شد، در زیر نور ماه هم این مسأله وجود داشت).

اغلب این طلبه ها غیر از درس خواندن کاری بلد نیستند (در طلا و مس شخصیت روحانی حتی از انجام ساده ترین کارها برای نگهداری بچه ها ناتوان است و نهایتاً برای تأمین مخارجش تنها میتواند قالی بافی کند و هیچ مهارتی که بتواند تأمین کننده مخارج یک مرد خانواده باشد را ندارد، در سیب و سلما هم طلبه داستان تنها کاری که بلد است قرآن خواندن است).

به طور کلی و اجمال آنچه فیلمساز از شخصیت طلبه و روحانی جوان به نمایش می گذارد،‌ یک شخصیت گلخانه ای است، آدمی که گویا در این جامعه زندگی نمی کند، چیزی که بیشتر واجد ویژگی های روشنفکران است تا طلاب و روحانیون؛ چرا که آنچه در حقیقت و واقعیت وجود دارد ماجرای دیگری است. روحانیون و طلاب از اعصار گذشته و تا روزگار ما، بیشترین قرابت را با عموم مردم و بطن جامعه داشته و دارند. حداقل این است که آنها هم مانند تمام قشرهای دیگر مردم، هزاران نوع شخصیتی دارند، همین امروز بسیاری از طلاب جوان ثروتمند و شهری هستند نه آنچنان که در این فیلم ها نشان داده شده فقیر و روستایی. برخلاف آنچه در این فیلم ها به تصویر کشیده شده، غیر از پرداختن به درس و بحث اهل فعالیت های اجتماعی و مهارت های مختلف هستند، به طور جد آگاه به وقایع جاری در جامعه اند، اهل پژوهش و استفاده از فن آوری های روز در حوزه اطلاعات، اما فیلمسازان تنها به تصویر کشیدن همان شخصیت کلیشه ای خاص را از این بین انتخاب کرده اند.


اما در فیلم آزاد راه، طلبه جوان از این جهات کمی متفاوت با گذشته است، او آنقدرها هم خجالتی و خشک نیست، شوخ طبع است و خوش مشرب، هرچند او هم در مواجهه با یک دختر جوان کمی بلاتکلیف است اما خیلی مسلط تر از آن چیزی است که در گذشته دیده ایم. اهل هنر است،‌ سینما میرود و فیلم می بیند. به وقت لزوم میرود و در یک کارگاه سوهان پزی کار میکند، هرچند که باز هم مثل دیگران مهارت خاصی را ندارد و صرفاً کار ساده ای را انجام میدهد اما برای مشغول شدن به کاری مستأصل نمیشود، اهل خانواده ای ثروتمند است و در رفت و آمدهایش به پایتخت مثل دیگران دچار بحران نمیشود.

علی رغم تمام این تفاوت های جزیی و مهم که در پرداخت شخصیت طلبه، در این فیلم دیده میشود یک نکته ی اصلی و اساسی وجود دارد. موقعیتی که معمولاً و از جمله در این فیلم برای طلبه جوان ترسیم شده است، هیچ کارآیی و خاصیت ویژه ای برای شخصیت یک طلبه ندارد. اینکه انسانی بین انتخاب دو راه قرار بگیرد که یکی دروغ گفتن به نفع خود یا فرد و افراد دیگری است و راه دوم  صداقت و متعهد ماندن به اخلاقیات است، خب برای هر کس که باشد فرقی نمیکند. چه خاصیت ویژه ای لازم بوده تا این شخصیت طلبه ترسیم شود؟ بله درست است که موقعیت های خاص اجتماعی مثل معلم، پزشک، سیاستمدار یا... در چنین شرایطی کمی مسأله را مهمتر و قابل توجه تر جلوه میدهد اما نکته ی اصلی اینجاست که هدف از انتخاب هر کدام چه می تواند باشد.

یک شخصیت بی عرضه و دست و پا چلفتی را در کسوت معلمی به نمایش بگذاریم (ورود آقایان ممنوع، خوابم میاد)، یک آدم فاسد هرز را در لباس پزشکی (خانه ای روی آب)، یک آدمی که نمی داند در مواجهه با مسائل مختلف بین وظیفه و دلخواستش کدام را انتخاب کند، شخصیت ناپایدار و متزلزل دارد، در جزیی ترین و ساده ترین و روشن ترین مسائل گنگ است، بین راست و دروغ گیر می کند، این را روحانی و طلبه قرار بدهیم. خب آن چیزی که در کنار چنین شخصیت پردازی به مخاطب عرضه می شود، چه خواهد بود؟

شخصیت روحانی که قرار است در جامعه فردی باشد که به هدایت و راهیابی مردم در مسیر زندگی سعادتمند کمک می کند، خود انسانی ترسیم می شود که در سر و سامان دادن مادی و معنوی به زندگی خودش هم درمانده است. بله اینکه در عالم خارج چنین کسانی هم وجود دارند و صرف یک عنوان طلبه کسی را مبرّا از مبتلا شدن به این چالش ها نمی کند، درست ولی اولاً مگر تمام داستان به همین جا ختم می شود؟ و  ثانیاً هدف غایی چیست؟ به تصویر کشیدن واقعیات؟ آیینه ی منفعل اطراف بودن؟ که اگر اینچنین باشد هم این فیلم ها چندان موفق نبوده اند. یا هدف الگوسازی است، گشتن و پیدا کردن بهترین هایی که موجودند یا نه فراتر از آن طراحی شخصیت ایده آل و آرمانی، آن چیزی که باید باشد.

به نظر میرسد تا زمانیکه سینماگران برای طراحی داستان ها و شخصیت های فیلم هایشان به کمترین اطلاعات خود و شنیده های دور و ناقص از قشرهای مختلف جامعه، اکتفا می کنند و کاری به حقایق موجود و آرمان های پیش رو ندارند،‌ همین کلیشه ها تکرار خواهند شد.

/ 2 نظر / 5 بازدید
سُها

به قول آقای دژاکام در پشت صحنه سریال آوای باران که می گفت؛ امروزه بعضی از فیلمها و سریالهای ما یا سیاه نما هستند یا خیلی آرمانگرا و غیر واقعی.. کمتر پیش می آید فیلمی آنچه واقعا هست را به خوبی نشان دهد..! البته باید کمی هم پذیرفت که حوزویها از جهت فکری دارند حودشان را غرق در پژوهش های فقهی و اصولی و فلسفی و ... میکنند و کم کم از مسائلی که مردم در سطح جامعه با آن درگیر هستند دور می شوند.

خادمه المهدی

فکر کنم از آخر خودم باید برم فیلمساز بشم نقد جالب و خیلی خوبی بود ممنون[قلب]