سالگرد نه دی و...

 

 

هرگز فراموش نخواهیم کرد

 

 

 

این روزها و به مناسب گرامیداشت روز نهم دی که روزی تاریخی در سرنوشت این سرزمین و مردم بود، هر کس به طریقی به ارائه ی تحلیل از آن ماجرای معهود می پردازد، روزی که مردم در مقابل مخالفان اصل ولایت فقیه و هتّاکان به ائمه هدی علیهم السلام ایستادند.

در این بین رسانه ملی که در روز عاشورا نیز با پخش چند مستند به بازخوانی وقایع گذشته در عاشورای سال هشتاد و هشت پرداخت، این روزها نیز مستندهایی را از شکبه های مختلف پخش می کند از جمله مستندی که یکشنبه شب از شکبه اول پخش شد که به تحلیل تاریخی وقایع از پیش از انتخابات آن سال تا روز نُه دی پرداخت. نکته قابل توجهی که در این مستند و شاید به طور کلی در تمام برنامه هایی که به این مناسبت از رسانه ملی پخش شده و البته در اظهار نظرها و بیانات اعم نخبگان سیاسی وجود دارد اینکه، به دلیلی ظاهراً نامشخص سعی دارند که عاملان داخلی فتنه را به نوعی معرفی کنند که صرفاً منحصر در دو نفر از کاندیداهای آن دوره باشد؛ همان ها که به سران فتنه معروفند.

اما ما هرگز فراموش نخواهیم کرد که آن دو نفر به ویژه موسوی، با تحریک و هدایت و مدیریت چه کسانی وارد عرصه شدند! عجیب است که تمام تریبون های رسمی و بلندْصدا،‌ این روزها نامی از رهبران اصلی و پر نفوذ فتنه نمی برند، دو رئیس جمهور اسبق ایران. البته که سخنی هم از اتباع و متحدانشان که برخی شان این روزها بسیار به رأس قدرت نزدیکند، نخواهد بود. به یاد آوردن مناظره های انتخاباتی سال هشتاد و هشت و رویارویی کروبی و موسوی با احمدی نژاد و ضعف آنها در دفاع از خود و مِن و مِن کردنشان و شعارها و لطیفه هایی که مردم بعد از آن مناظرات ساختند و شعارهای روز نهم دی، چه آنها که با فریاد عیان می شد و چه آنها که به صورت مکتوب در مقابل دیده ها خودنمایی می کرد، گواه این مطلب است: دو نفری که امروز از آنها تعبیر به سران فتنه می شود بازیچه هایی بیش نبودند و سران فتنه اگر بخواهیم محدود به دو نفر بدانیمشان همین دو رئیس جمهور اسبق هستند که گویا همگان چشم را بر خیانت آنها بسته اند و یا عامدانه خود را به فراموشی می زنند.

اما اگر تمام دنیا هم روزه سکوت بگیرند، فراموش نخواهیم کرد خیانتکاران به این مردم و سرزمین چه کسانی بودند!

 

پ ن : همانطور که ما برای آگاهی از آنچه گذشتگان رقم زده اند، به آثار مکتوب و مصور و رسانه ای دوره های قبل رجوع می کنیم، مثلاً‌ برای آنکه بدانیم از خرداد چهل و دو تا بهمن پنجاه و هفت چه روی داده، یا در سال شصت و یک منافقین در مواجهه با انقلاب چه کردند، حتماً به آرشیو مطبوعات و تلویزیون مراجعه می کنیم؛ احتمالاً آیندگان نیز به آنچه ما به عنوان مستندات تاریخی از خود به جای می گذاریم سری خواهند زد.

این کار صدا و سیما به نوعی به منزله تحریف تاریخ است. مگر ما صرفاً به خاطر مخالفت با خودمان است که از بی بی سی انتقاد کرده و رفتارش را در پخش مستندهای غرض ورزانه اش غیر حرفه ای و ناجوانمردانه می دانیم؟ شاید این طور باشد اما دلیل مهمتر آن است که رسانه انگلیسی در جهت تلاش برای پنهان کردن حقایق و واقعیت ها، دست به تحریف و تغییر آنها می زند. رفتار صدا و سیما هم شکل دیگری از همان رویه است، کتمان حقایق. خدا می داند، شاید آیندگان هرگز به مصلحت هایی که امروز مد نظر ماست، پی نبرند!


 

/ 1 نظر / 15 بازدید
ساره

سلام، ممنون که وبلاگتو به من معرفی کردی. امیدوارم وبلاگ پر بار و مفیدی داشته باشی. از این همه شور و حرارتت لذت می برم و امیدوارم شور پر از شعورت همواره بجوشد و بجوشاند. اما با اینکه با مطلبت موافقم باید بگم این حرف از اون راستهایی ست که نباید گفت. فعلا باید بدانیم و نگوییم. البته منظورم راجع به رئسای جمهور اسبق است. شاید اگر من و شما بگوییم اشکالی نداشته باشه اما گفتنش از رسانه ملی آرامش نسبی موجود رو به هم می زنه. ظاهرا ما هم باید مدتی را استخوان در گلو و خار در چشم تحمل کنیم تا اصل و اساس دین و نظام از بین نرود. به هر حال این نظر من بود هر چند اشتباه یا ناقص. به خدا می سپارمت. التماس دعا