درباره فیلم "آتش بس 2"

 

بسم الله الرحمن الرحیم


من فمنیست نیستم، انسانم...


شاید به جرأت بتوان گفت مهمترین دیالوگ فیلم آتش بس 2 این است: «من فمنیست نیستم، انسانم»؛ جمله­ای که شخصیت اصلی فیلم آن را از قول کارگردان می­ گوید. بیشتر از دو دهه است که در نقدها و یادداشت ­ها و تحلیل ­هایی که درباره آثار تهمینه میلانی نوشته می­شوند، او متهم به فمنیست بودن، می ­شود. اتهامی که گاهی در محافل غیر رسانه­ ای آن را با افتخار می ­پذیرد، گاهی هم مثل همین دیالوگ، به شدت در مقابلش می ­ایستد. اما به هر حال انگاره­ های مشترکی در آثار ایشان وجود دارد که فمنیستی بودن آنها غیر قابل انکار است. انگاره­ هایی که ذکر آنها تکراری و موجب تکدر خاطر خواننده گرامی شود ولی چاره ­ای نیست، تا هر زمان که خانم کارگردان به قرائت تصویری اعتقادات خاص خود بپردازند، ما هم مجبوریم پا به پای ایشان به بررسی همان انگاره­ های تکراری بپردازیم. البته این که فیلمساز در تمام فیلم­ هایش اعتقاد خود را به تصویر بکشد، هیچ ایرادی ندارد اما زمانی که ویژگی ­های ثابتی در تمام آثار یک فیلمساز وجود دارد، بیانگر این مطلب است که او به نحوی سعی در تعمیم دادن آن ویژگی­ ها به کل جامعه دارد و از آنجا که ایدئولوژی فمنیسم در تضاد آشکار با آموزه ­های دینی ـ اخلاقی سرزمین ما است، نمی­ توان و نباید به سادگی از کنار این تعمیم گذشت. خاصه درباره آتش بس 2 که وحدت موضوعی، محتوایی و سبکی با آتش بس قبلی دارد. لذا در یادداشت حاضر سعی شده است تنها برخی از انگاره های فمنیستی موجود در فیلم برشمرده شود تا معلوم گردد که حتی اگر خانم کارگردان فمنیست بودن خود را نپذیرد، فمنیستی بودن فیلمش را نمی­ تواند انکار کند.

ظلـم به زنـان: ظلم به زنان از جمله فرضیات اساسی فمینیسم است که در انواع متفاوت تئوریک آن مورد قبول تمامی معتقدانش است. تقریباً تمامی گرایش‌ های فمینیستی، ‌نابرابری حقوقی، اقتصادی و سیاسی زن و مرد را غیر طبیعی و ناشی از نادیده­انگاری یا ستم‌ علیه آنان می­دانند و از خانواده‌ ی سنتی و نقش‌های مبتنی بر جنسیت انتقاد می ‌کنند. (ر.ک: فمینیسم و دانش‌ های فمینیستی، بهروز جندقی، عباس یزدانی، ص 32 و 33). دو مؤلفه‌ ی اساسی وجود دارد که همه‌ ی فمینیست‌ ها بر آن اتفاق دارند: اول آن که زنان تحت ظلم و تبعیض قرار گرفته ‌اند و این ظلم و تبعیض ریشه در جنسیت آن‌ ها دارد؛ دوم آن که این ظلم و تبعیض اصالت ندارد و باید از بین برود. (فرهنگ واژه ‌ها، عبدالرسول بیات، ص 424).

در فیلم آتش بس 2، از همان آغاز و در نریشن همراه تیتراژ که شخصیت ­های اصلی فیلم معرفی می ­شوند، زن می ­گوید که خانواده ­اش از متولد شدن او نه تنها شاد نشده ­اند بلکه حتی او را در بیمارستان جا گذاشته ­اند و این بی­اعتنایی افراطی به او در ادامه زندگی هم جریان داشته است. مسأله ­ای که شاید فقط مادرشوهر، توانایی درک کامل آن را دارد زیرا او خودش تحت ستم مردانه بوده و از وقتی که شوهرش از دنیا رفته دارد یک نفس راحت می­ کشد و تازه دارد زندگی می ­کند. در این فیلم و فیلم سوپر استار، میلانی نقشی جدید از مادر ایده آل خود را به تصویر کشیده مادری که اهل به خود رسیدن و گشت و گذار و بسیار روشنفکر است. مادری که گویا آینده­ای از «فرشته» فیلم «دو زن» است. روایتی که تبدیل شده به یکی از کهن ­الگوهای خودساخته خانم کارگردان، اینکه همیشه با مرگ شوهرها، زن­ها نجات پیدا می­ کنند و یک نفس راحت می ­کشند. در فیلم آتش بس 1 هم مادرشوهر بیشتر طرفدار عروس و از دست شوهر خود ناراضی است.

از طرفی تمام طول فیلم یکی از اصلی ­ترین زمینه ­های کشمکش زن و شوهر، این است که زن نمی ­خواهد نقش ­های سنتی زنانه را بپذیرد، نه مادری را و نه خانه ­داری را. دو نقش ویژه­ و مهم زنانه که در آموزه ­های دینی هم به آنها سفارش فراوان شده است. زن داستان می­ خواهد مادری را به روش جدید خودش تعریف کند، با سپردن بخش عمده وظیفه خود به پرستار و بخش دیگرش به پدر بچه. در راستای رسیدن به این تعریف جدید شخصیت اصلی (بخوانید خانم کارگردان) آنقدر پیش می ­رود که حتی مضمون روایت نبوی صلّی الله علیه و آله و سلّم را نیز زیر سؤال برده و به تمسخر می ­گیرد (آنجا که شوهر می­ گوید با انجام مادری بهشت زیر پایت می­ رود و او با لحن تمسخرآمیزی می­ گوید که بیا بهشت بره زیر پای خودت). خانم کارگردان در آثار دهه هفتاد خود که سینمای قصه­ گو داشت، به طور آشکارتری این ظلم به زنان را نشان می ­داد اما این اواخر در قالب ریزه­ کاری ­های اینچنین، به طور ملایم به این مسأله می پردازد و بیشـتر روح حاکم بر فیلم و بیشـتر از آن بازی خاص بازیگر زن، حس مظلومیـت را برای مخاطب به تصـویر می ­کشد. (جای دیگری از فیلم نیز مضمون این روایت مورد، هجمه قرار می ­گیرد که: «در عفو لذتی هست که در انتقام نیست». جایی که مرد درباره رابطه با نامزد سابق با دکتر صحبت می­ کند.)

اعتراض کاریکاتورگونه فیلمساز به وضعیت و نقش سنتی زنان اینطور به تصویر کشیده می ­شود که طی طول فیلم بازیگر زن مدام رنگ به رنگ لباس عوض می­ کند و حتی در خانه بسیار شیک و آراسته است اما فقط در یک صحنه که تعریف می ­کند، مدتی بیکار بوده و مجبور بوده از شوهرش پول بگیرد، لباس کاملاً متفاوتی به تن دارد و ظاهری شبیه خدمتکارها دارد، همیشه روسری یا شال را تنها به موها می­ بست و گردن و گوشواره­ اش پیدا بود ولی در این صحنه روسری را دور گردن پیچیده، در هیچ کجای فیلم دامن به تن نداشت اما اینجا دامن پوشیده به همراه یک تی شرت ساده و پیراهنی به سبک پیراهن مردانه. البته اغلب سکانس­ هایی که حاکی از نارضایتی و سختی کشیدن زن است، او یا مشغول کار خانه است یا مشغول نگهداری از فرزند. مثلاً صحنه­ ای که مشغول اتو کردن پیراهن مردانه است و مرد دیر به خانه آمده و رفتن به خانه مادرش را انکار می کند.

تأکید بر توانایی ‌های زنان در مقابل ناتوانی و بی ‌لیاقتی مردان:  استوارت میل در کتاب  «کنیزک کردن زنان» بیان می ‌کند که: «زنان شایستگی و لیاقت ‌های بسیاری دارند که در اثر آموزش می‌توانند جایگاه واقعی خود را در اجتماع بیابند». (ر.ک: فرهنگ واژه‌ ها، ص 426) اثبات این که زنان توانایی ‌هایی را کسب کرده و آنها را نشان می­ دهند، در مقابل نمایش فرودستی یا بی ‌لیاقتی و ضعف مردها، از جمله ابزار مورد استفاده‌ ی فمینیستم جهت اثبات برتری زنان است.

آثار میلانی، اغلب داستان­ های یکنواخت دارند و آن هم به تصویر کشیدن زن مستعد، با هوش و رنج ­کشیده در مقابل مرد زورگوی مستبد و خشن یا مردی که به ­رغم بالغ بودن و داشتن جایگاه اجتماعی، همچنان در صبابت به سر می­برد؛ غافل از اینکه قضاوت، زمانی می ­تواند عادلانه باشد که هر دو طرف حضور داشته باشند؛ به عبارت دیگر خوبی­ ها و بدی­های زنان و مردان، هر دو را گفت، سپس دنبال حقیقت گشت. در هر دو فیلم آتش بس، ظاهراً دکتر روانشناس سعی در تنبه و تعلیم هم زن و هم مرد دارد را اما در واقع تمام تلاش بر این است که مرد را اصلاح کند، مشکلات و نواقص مرد، بزرگتر و جدی ­تر هستند؛ مثلاً او در حقیقت با نامزد سابقش رابطه غیر لازم و غیر منطقی داشته و این باعث شده که بدبینی همسرش را بر انگیزد اما زن، صرفاً یک مسأله مالی را عامدانه از او پنهان کرده تا وی را تحریک کند و شک شوهر کاملاً بی مورد است.

با اینکه در فرازهایی مثل فراموش کردن آوردن بچه از مهد کودک، زن و شوهر، هر دو مقصر بودند اما به طور کلی در تمام داستان این مرد یا پدر است که نسبت به فرزندش خیلی زیاد بی­ مبالات و نالایق جلوه می­کند تا حدی که شب تولد او را به کل فراموش می ­کند نه اینکه دیر برسد و جالب است که این مادر مهربان برای به دست آوردن دل فرزندش هم که شده با شوهرش تماس نگرفته و تولد را به او یادآوری نکرده است. زن در تمام طول فیلم حتی در مواقعی که اظهار می­ کند که دارد حرص می خورد، با نهایت درجه ممکن در حال خنـدیدن و نمایان کردن دندان­ هایش است اما در لحظاتی اینگونه (نیامدن مرد برای تولد بچه) چهره ­ای غمزده به خود می ­گیرد که به شکلی سانتیمانتال، حس ترحم مخاطب را برانگیزد.

اینکه زن شوهر خود را بِیبی صدا می­زند به نوعی سعی در تحقیر او دارد. هم ­چنین با نشان دادن ضعف مرد در برابر نیاز جنسی و عدم کنترل خود در مواجهه با زنان (هم در زمان پذیرش پرستار که به شدت مخالف است ولی با دیدن اولین زن جوان زیبارو، به سرعت نظرش تغییر می ­کند و هم در برقراری رابطه با نامزد سابقش و هم در نوع رابطه با همسرش)، در واقع او را ناتوان و نالایق معرفی می ­کند.

تلاش برای احقاق حقوق زنان: فمینیسم، با تأکید بر ستم­ دیدگی تاریخی زنان،‌ آزادی و برابری زنان را در عرصه ‌های اقتصادی، آموزشی، اجتماعی و سیاسی، طلب می ‌کند. (فمینیسم و دانش‌ های فمینیستی، ص 16).فمینیسم یک­ سویه و شـتابکارانه به برخی از ارزش­ های از دست رفته‌ ی زنان نظیر حقوق اجتماعی و اقتصادی می ‌پردازد. ( ر.ک: واژه­ نامه فرهنگی سیاسی، ص 436) .در نتیجه زن فمینیست تصور می ‌کند که باید زمام امور را به دست گرفت، باید حقوق را استیفا کرد، نباید ساکت ماند.زنان شایستگی و لیاقت ‌های بسیاری دارند و باید جایگاه واقعی خود را در اجتماع بیابند(ر.ک: فرهنگ واژه ‌ها، ص 426).

در واقع شاه ­بیت تمام شعارهای کلامی و تصویری خانم کارگردان در عموم آثارش، رسیدن به همین نکته است. در آتش بس 2 هم با وجود اینکه زنی مدرن و امروزی را به تصویر کشیده، اما باز هم حقوق زنانه این زن مدرن به نحو مطلوب استیفا نشده است و در تمام طول فیلم گلایه­ های اوست که باید به مخاطب تفهیم شود.

برابری زنان و مردان: فمینیسم، اساساً مبتنی بر تئوری «مشابه انگاری» طبیعت و روان زن و مرد و انکار وجود امری به نام هویت زنانه است. (واژه ­نامه فرهنگی سیاسی، شهریار زرشناس، ص 201)حال که زن و مرد با یکدیگر برابرند، در نتیجه حقوق و تکالیفشان نیز با یکدیگر برابر است. در آتش بس 1، مشکل اساسی بین زن و شوهر، تنها کودک درون معرفی می­شود بدون در نظر گرفتن تفاوت ‌هایی که طبیعتاً بین زن و مرد و خواسته‌ ها، حقوق و تکالیفشان وجود دارد. برای حل مشکل، هم، هر دو باید یک راه را بروند و یک کار را انجام دهند؛ آن هم درک کودک درون است. به علاوه از زبان دکتر روانشناس می ­شنویم: «مردها به پشتوانه‌‌ ی چند صد سال مردسالاری نمی ‌تونند در مدت کوتاه خودشون رو با زن‌ ها برابر بدونند». در واقع این که باید مردها خود را با زن‌ ها برابر بدانند مفروض قطعی کارگران و فیلمنامه ­نویس است و این که مردها نمی ­توانند این را بپذیرند ضعف آنها محسوب می ‌شود. آتش بس 2 هم که رسماً و بدون هیچ تغییر خاصی، تکمله همان فیلم اولی است. هر دو فیلم تبدیل شده ­اند به مجسمه تأیید زن و تکذیب مرد.  روانشناس یا بهتر بگوییم کارگردان در برابر کنش­ های خطاآلود زن تنها تعجب می­ کند و در مقابل، در سراسر فیلم به مرد پند و اندرزهای ریز و درشت می ­دهد.

مردانه شدن زنان: فمینیست ‌های طرفدار اخلاق زنانه، گر چه الگوی اخلاق مردانه را رد می ‌کنند، اما خود برای طراحی اخلاق زنانه، از همین الگو بهره می گیرند (ر.ک: فمینیسم و دانشهای فمینیستی).

شغلی که کارگردان محتـرم برای اغلب زنان موفق داسـتان­ هایش انتخـاب می­ کند شغلـی مردانه است و اصرار خاصـی هم وجود دارد مبنی بر اینکه خانم مهـندس را سر ساختمانِ در حال ساخت، نشـان مخاطب بدهد. برخی کنش و واکنش­ های زن در آتش بس 2، هم به شکلی کاریکاتوری سعـی در مردانه بودن دارد، مثلاً جایی که به حمام می ­رود و آواز می ­خواند یا جایی که کاری می­ کند تا شوهر، قهر کرده و به خانه مادرش برود، با ضمیمه کردن این جمله که «مادرم چندین سال همین طور با پدرم حرف میزد و او هیچ وقت از خانه قهر نکرد»!

مطیع بودن زن: فمنیست ­ها همیشه نسبت به مطیع بودن زنان، معترض بوده ­اند و اطاعت از مردان را نحوی از ظلم علیه زنان می ­دانند. برای آنها این انگاره سنتی که به لحاظ اخلاقی، خوبی زن در اطاعت، سکوت و خدمت به مردان خلاصه می‌ شود، بزرگترین محل اعتراض است. (ر.ک: فمینیسم و دانش های فمینیستی، ص 30 . 35). بنابراین هر گونه تبعیت و اطاعت از حکومت مردان از دیدگاه فمینیسم مورد مذمت قرار می‌ گیرد.

در آتش بس 2، زن در هیچ موقعیت و شرایطی حاضر نیست که از شوهرش تبعیت کند و در این راه حتی تا استقبال از پیشنهاد طلاق هم پیش می ­رود. این نکته هم از کهن ­­الگوهای سینمای شخصی خانم کارگردان است که گاهی اعتراض به مطیع بودن فرزند هم به آن اضافه می­ شود (فیلم ­های دوزن، واکنش پنجم، زن زیادی و..). هنگام خرید اسباب ­بازی، فرزند خردسال با صلابت و اصرار سعی دارد از پذیرفتن حرف پدر امتناع کند، واقعاً هم او رفتاری غیر منطقی دارد دقیقاً همانطور که مطلوب کارگردان است.

نباید فراموش کرد که رفتار تحکم ­آمیز با زنان در طول تاریخ وجود داشته است اما باید مراقب بود رویارویی با این اشتباه بزرگ، موجب زیر سؤال بردن دستورات دینی اسلام نشود. طبق الگوی ارائه شده اسلام برای زندگی خانوادگی، زن باید در مواردی مطیع پدر یا شوهر باشد اما اسلام هرگز به این واسطه آزادی و شخصیت انسانی زن را نادیده نگرفته است. در حالیکه در فیلم این­طور نشان داده می ­شود که اگر زن از شوهر خود اطاعت کند، استقلال شخصیتی ­اش از بین خواهد رفت.

با دیدن تلاش بی ­دریغ خانم کارگردان در جلب کردن توجه جامعه به شخصیت والای زن و به تصویر کشیدن زنان موفق و استیفای حقوق از دست رفته­ آنان، سؤال به وجود می ­آید که چرا ایشان زندگی واقعی و غیر فانتزی یکی از میلیون­ ها زن موفق این سرزمین را به تصویر نمی ­کشد؟ و با توجه به بازی عجیب و آزاردهنده میترا حجار که به شدت به لوندی و خودنمایی می­ ماند (کلاً بازی های دو شخصیت اصلی خیلی مصنوعی و عروسکی است و بازی میترا حجار به طور خاص بیشتر از اینکه بازیگری باشد عشوه گری است)، جای سؤال است که خانم کارگردان با این همه ادعایی که مبنی بر قدرتمندی زنان نسبت به مردان و توانایی بالای آنان دارند، چرا نتوانستند یک بازی قوی و چشمگیر از بازیگرشان بگیرند تا در عمل حرف خود را به مخاطب ثابت کرده باشند؟ و با این همه ادعای غلوآمیز برتر بودن زنان، چرا توانایی ­های فیلمسازی ایشان سال به سال رو به افول است؟ تا حدی که دیگر حتی قادر نیستند یک قصه منسجم برای فیلم خود، تهیه کنند و ناچار به ساخت فیلمی تکراری دست زدهاند؟


/ 6 نظر / 29 بازدید
عظیمی

سلام دوست عزیزم ممنون از درج مطلبتون که بی کم و کاست و عالی بود... فقط اگه سعی میکردید برای کاملتر شدن متن از نقاط قوت واقعی و نه فانتزی زنان نمونه های تاریخی میاوردید دیگه کاملتر از این ممکن نبود. اگه اجازه بدید از مطلبتون استفاده کنم

مهدی

حاج آقای قرائتی: خدا رحمت کند شهید رجایى را داشت سخنرانى مى‏کرد اول وقت شد گفت آقایان اگر الان من وسط سخنرانى یک شخصیت مهم مملکتى یک کار مهم داشته باشد اجازه مى‏دهید بروم گوشى را بردارم؟ مردم هم نمى‏دانستند گفتند بله بروید گوشى را بردارید. گفت الان خدا پشت خط است تلفن خدا صدا مى‏کند اذان است من نماز مى‏خوانم. رفت نماز. همه مردم هم رفتند نماز. ما اگر آخوندهایمان نواب صفوى مى‏شدند و کت و شلواریهایمان شهید رجایى نماز توى ایران چهره دیگرى مى‏شد.

شهید آیت

«زنان شایستگی و لیاقت‌های بسیاری دارند که در اثر آموزش می‌توانند جایگاه واقعی خود را در اجتماع بیابند». بعضی ها درک درستی از این مطلب ندارند و بر طبق افکار و سابقه خود فیلم می سازند بدون محتوا و بی ارزش و نظارت کجای سینمای ما قرار دارد

شهید آیت

سلام شهید نادر مهدوی برادران عزیز و خواهرانِ محترمه! امـروز اسلام با خون انسان‌های پاکدل و معصوم، همچون حسین‌بن علی(ع) و با زحمات شبانه‌روزی رسول اکرم(ص) باقیمانده است. گذشتگان، با جان و همة وجود، از این مکتب دفاع کردند و به ما سپردند. اما امـروز، دشمنانِ قسم‌خوردة ما، فرزندان معاویه‌بن ابی‌سفیان ، به طور مصمّم، عزم نابودی قرآن کریم دارند و راه یزیدبن معاویه را دنبال می‌کنند. امروز دشمن ما صدام نیست؛ امروز دشمن ما حزب بعث نیست؛ اینها عروسک‌های کوکیِ استکبارند و ما دشمنِ واقعی خود را استکبار جهانی، به سرکردگیِ آمریکا می‌دانیم. شرق و غرب، گذشته از اختلافاتِ درونیِ خود، متّحدانه موضعی خصمانه در برابر اسلام گرفته‌اند. بدانید که امـروز، شرافت و عزّت، در سایة جهاد و ایثار و شمشیر است. شهید نادر مهدوی .توسط نیروی دریایی استعمار کثیف آمریکا اسیر و در عرشه ی ناو جنگی «یو. اس. اس. چندلر» آماج شکنجه‌های وحشیانة دشمن قرار می‌گیرد و سینه‌اش با میخ های بلند آهنین سوراخ می‌شود و با شلیک تیرهایی به بازو قلب وسجده گاهش به شهادت می‌رسد مرگ بر آمریکا