درباره فیلم "دهلیز"

 

بیشتر از آنکه قصاص بد باشد

بخشش خوب است

 

 

دهلیز دو ویژگی مثبت دارد که جدای از تمام نقاط قوت و ضعفش، آن را فیلمی متفاوت و تماشایی می کند.

اول اینکه زاویه دید دهلیز برخلاف عموم دیگر آثاری که به موضوع قصاص پرداخته اند،‌ مثبت نگر است. موقعیت قاتلی که باید قصاص شود و خانواده های افراد زندانی، به خودی خود این قابلیت را دارد که تبدیل شود به یک فیلم سیاهنمای زجر آور.

فیلمی که هم با حکم قرآن مخالفت کند و قصاص را زیر سؤال ببرد هم به بهانه موضوعش زشتی های جامعه را به تصویر بشکد. نمونه هایی از این نوع نگاه منفی و تلخ را همین چند سال اخیر دیده ایم، مثلاً فیلم کیفر و بدتر از آن فیلم بسیار بد سوت پایان.

اما دهلیز از این دالان طولانی تاریک به سلامت به در آمده است. دهلیز بیشتر از آنکه به تبعات منفی قصاص بپردازد به نیک بودن بخشش و عفو پرداخته است و سعی کرده همان طور که به امیرعلی در موقعیت های مختلف می آموزد که در عفو لذتی هست که در انتقام نیست، این مطلب را به مخاطب نیز عرضه کند.

دهلیز مصایب و مشکلات خانواده یک زندانی در آستانه قصاص را به تصویر می کشد اما آنها را منحرف و ذلیل نشان نمی دهد. رؤیا در غیاب شوهرش از پس تأمین مخارج خود و پسرش به خوبی برمیاید، کار می کند، پیر شده، سختی می کشد اما ذلیل نیست و به فلاکت نیافتاده، خانه اش سر پاست و حتی تر و تمیز و نقاشی شده است. از همه مهمتر او زن شریفی است. از پس تربیت فرزندش هم به خوبی برآمده است. برای تأمین دیه که احتمالاً لازم می شود هم به بدبختی نمی افتد و مجبور نیست مثلاً پول ربوی بگیرد، خانواده دارد و کسانی هستند که او را یاری کنند. او می خواهد روی پای خودش بایستد اما کمک های پدر و مادر و رئیس زندان و همسر او را هم رد نمی کند.

 

 

پایان بندی فیلم اما شاید نقطه اصلی تفاوت آن با سایر آثار هم موضوع باشد. علی رغم اینکه چیزی علناً گفته نمی شود، بیننده در آرامش مفهوم بخشش را دریافت می کند نه اینکه در یک صبح گرگ و میش همه چیز تمام شود و همه تلاش هایی که در طول فیلم دیده ایم ابتر بماند و ناامیدی را به خون مخاطب بریزد.

این نگاه مثبت تا آنجا پیش می رود که به جای به تصویر کشیدن آن بخش خشن و بی رحم حاکم بر زندان و زندانبانان، ترجیح داده که آدم های خوب آنجا را به بیننده نشان دهد، آدم هایی که مهم نیست تعدادشان کم است یا زیاد مهم این است که هستند و می توانند الگو باشند.

نگاه دهلیز نسبت به دیگر نمونه ها نه تنها ضد حکم قصاص نیست بلکه به آموزه قرآن نیز نزدیک است. آنجا که از قصاص سخن می گوید (در آیات 178 و 179 سوره مبارکه بقره) می فرماید که قصاص بر شما مقرر شده اما بخشش از طرف صاحب حق تخفیفی از جانب خداوند است. بهزاد و رؤیا در تمام این پنج سال برای گرفتن رضایت تلاش کرده اند و اعدام بهزاد برای آنها فاجعه است اما هرگز شکوه و اعتراضی نسبت به حکم ندارند. در واقع تلاش و آرزوی آنها صرفاً معطوف به جلب رضایت است تا گلایه از حکم.

دوم اینکه دهلیز فیلم غمگینی است اما زجرآور نیست. برای گفتن از ناملایمات جان مخاطب را به لب نمی رساند. شاید در لحظاتی یا حتی در تمام طول فیلم احساسات او را درگیر کند اما با اعصابش بازی نمی کند.

فیلم کاملاً از سانتیمانتالیسم به دور است و تقریباً در هیچ لحظه ای مخاطب احساس نمی کند این نماها را می بیند تا گریه اش دربیاید. در حالیکه می شد شخصیت زن فیلم را آنقدر به گریه وادار کرد تا جان مخاطب بالا بیاید. شاید دلیل دیده شدن بازی هانیه توسلی در این فیلم نیز همین باشد، پرهیز از هیاهوگری های رایج در اینگونه موضوعات.

هر چند که این فیلم نیز مانند هر فیلم دیگری نقاط ضعفی دارد اما نگاه زیبای آن سزاوار اغماض بر ضعف هاست.

امید که سازنده فیلم در ادامه راه با همین نگاه به سراغ موضوعات مختلف برود و آسیب های اجتماعی را با نگاهی مصلحانه به تصویر بکشد.

/ 1 نظر / 6 بازدید
نگین

سلام بلاگتون رو دیدم مطالب خوبی داشت ازش استفاده کردم اگه دوست داشتید از وب سایت ما هم دیدن کنید مطالبش راجع ساختمان هوشمند هستش مثل بیاری گیاهان و تغذیه حیوانات خانه هوشمند دسترسي و كنترل از راه دور خانه هوشمند سیستم های صوتی و تصویری خانه هوشمند کنترل روشنایی خانه هوشمند و .. اگه از مطالب وب سایت ما خوشتون اومد لطفا مارو لینک کنید ممنون که به من سر میزنید http://mehestan.org