کسی حواسش به بچه ها هست؟!

 

بسم الله الرحمن الرحیم

این مطلب به بهانه نقد فیلم «شهر موش ها 2» در شماره 455 ماهنامه سینما رسانه (شهریور و مهر 93) چاپ شده است. http://www.cinemaresane.ir/

 

کودکان و نوجوانان، همواره از مهم­ترین مخاطبان سینما هستند اما این روزها هر چه در آثار سینمایی دقت بیشتری می­ کنیم، کمتر فیلمی پیدا می ­شود که بتوان دیدن آن را به کودکان و نوجوانان توصیه کرد و اگر بخواهیم کمی صادق­تر باشیم باید بگوییم دیدن فیلم­ هایی که تولید می شوند اصلاً برای نوجوانان و کودکان مناسب نیست. این در حالی است که خانواده ­ها به عنوان تفریح، فرزندان خویش را به سینما می­برند و آنها را میهمان دیدن فیلم­ هایی می­ کنند که نه تنها چیزی بر دانش و اعتقاد آنان نمی ­­افزاید بلکه آنها را در آنچه هستند نیز، دچار تردید و سست می کند.

شاید بتوان نسبت به این امر،‌ دو گروه اصلی برای فیلم ­ها در نظر گرفت؛ دسته­ اول فیلم­هایی که از نظر محتوایی برای بچه­ ها نامناسب هستند و دسته دوم فیلم­ هایی که در سر و شکل و ظاهر، تصویری نامناسب را ارائه می­ دهند. این تقسیم ­بندی از طرفی هم شامل فیلم­ هایی با موضوعات مرتبط با کودکان و نوجوانان می­ شود و هم شامل عموم فیلم ها است. به عنوان نمونه از بین آثار سال­ های اخیر می­ توان این مثال­ ها را به خاطر آورد: «هیس دخترها فریاد نمی­ زنند» که نامناسب بودن موضوع آن برای بچه­ ها بسیار واضح و آشکار بود، «آذر، شهدخت، پرویز و دیگران...» که علاوه بر محتوای نامناسب، دیالوگ­ های بسیار زشت و زننده و مغایر اخلاق و ادب دارد، مسأله­ ای که در بسیاری از فیلم ­های دیگر مثل «کلاشینکف» و حتی فیلم­ هایی با محتواهای نسبتاً مفید مثل «اخراجی­ ها 1»، وجود دارد. اینها تنها ذکر اشاراتی است به عنوان مشتی نمونه خروار.

تأسف بیشتر درباره آثاری است که با ادعای ژانر کودک ساخت و اکران می شوند. اکثر این آثار، به شدت از محتوای سالم کناره گرفته و به بهانه ایجاد جذابیت و یا شادی کودکان، ساز و آواز و تصاویر محرک، نامناسب و غریب از فرهنگ عمومی کشور را به تصویر کشیده­ اند، مانند فیلم­ های «سلام بر فرشتگان»، «اختاپوس»، «شهر موش­ ها 2». به نحوی که اگر والدین کمی در زمینه تربیت اخلاقی و اسلامی برای فرزندانشان کار کرده باشند و کودک و نوجوان، پرورش­ یافته در بستری سالم باشد، این فیلم ­ها با توجه به تنقضات موجود، جذابیتی برای بچه­ ها نخواهد داشت.

با یک مقایسه ساده میان فیلم­ هایی که اکنون تولید می­ شوند و تولیدات دهه شصت و هفتاد، این امر واضح­تر می­ شود. فیلم­ های آن دو دهه اگرچه خالی از اشکال نبودند و صریحاً می­ توان محتوای برخی از آنها را مخرب و نامناسب دانست، اما در مقایسه با آثار اخیر سینمای ایران قابلیت بیشتری برای دیدن داشتند. حتی برخی از آثار ارزشمند آن دوره همچون فیلم­ های دفاع مقدس همچنان شاخص و مثال ­زدنی هستند. در آن دوران حداقل داستان و نوع موسیقی فیلم ­های ژانر کودک که تعدادشان بسیار بیشتر از امروز بود، مانند «مدرسه پیرمردها»، «سفر جادویی»، «دزد عروسک­ ها»، «گربه آوازه ­خوان»، «کلاه ­قرمزی 1» و...، کودکانه بود، نه مانند  فیلم ­های این روزها، راک و رپ و جاز و عاشقانه! ارتباط برقرار کردن با همان فیلم ­ها باعث شد عده­ ای از کودکان آن زمان، به سینما علاقمند شوند و با کمک همین فیلم­ ها، جهان و پیرامون خود را بهتر بشناسند. اما اکنون شاید بهترین لطفی که بتوان در حق کودکان و نوجوانان این سرزمین کرد، منع کردن آنها از دیدن فیلم های روز است.

نکته مهمی که در این زمینه وجود دارد این است که دیدن فیلم، آنچنانی که برخی گمان می­ کنند، صرفاً برای گذران وقت نیست، تا به هر طریق ممکن کودکان و نوجوانان را سرگرم کنیم. آنچه از آن غفلت شده این است که بچه­ ها نیاز دارند به تماشای فیلم­ هایی بنشینند فراتر از دنیای کودکانه خودشان، فیلم­ هایی که به گذر آنها از دوران کودکی و نوجوانی کمک کرده و آنها را وارد دنیای دیگری کند.

اما سؤال اساسی این است که آیا می­ توانیم کودکانمان را از دیدن این فیلم­ ها منع کنیم؟ و اگر می ­توانیم آیا درست است که این شیوه را انتخاب کنیم؟ و اگر درست نیست، که نیست، چه باید بکنیم؟ بهترین اقدام و عملکرد ما در این راستا چیست؟ شاید تکلیف ما با انیمیشن های اعجاب­انگیز و خیره­کننده هالیوودی مشخص­تر باشد، چرا که تفاوت فرهنگ و دین و آیین سازنده آنها کمک  خوبی است برای توضیح دادن به فرزندان مسلمانمان تا به آنان بفهمانیم هرچه می­بینند درست نیست، برای اینکه آنها را متوجه مقاصد اصلی سازندگان این انیمیشن ها کنیم. اما به راستی در قبال فیلم­ های ساخت میهنمان چه توضیحی برای کودکان وجود دارد؟

شاید تجربه شخصی نگارنده از تأثیر فیلم بر روی کودکان معصوم، این همه نگرانی را به وجود آورده است. وقتی ترس از گربه به خاطر فوبیا و همذات پنداری با موش ­ها می­ تواند کودکی را چنان تحت تأثیر قرار دهد که دشمنی آنها را در هنگام دیدن «شهر موش ها 1» تاب نیاورد و تمام طول فیلم را گریه کند، قطعاً تماشای صحنه ­های نامناسب برای کودکان و یا شنیدن موسیقی­ های مهیج و الفاظ ناشایست، بر جان و روان لطیف آنان تأثیر خواهد گذاشت و پایه­ های تربیت دینی و اخلاقی آنها را سست خواهد کرد.

شاید بحث­ های تئوری به تنهایی در این زمینه ناکارآمد باشد چون ما قرار است و باید، کاری بکنیم. به راستی چه راهکاری برای مصون ماندن این افراد معصوم جامعه از اینچنین آسیب­ هایی، وجود دارد؟ مسؤلان فرهنگی چه نقشی در به وجود آمدن این وضعیت و اصلاح آن دارند؟ آیا هنرمندان و فیلمسازان رویکرد مناسبی در قبال این موضوع دارند؟ آیا کسی به فکر تغذیه مناسب فرهنگی نسل آینده ایران اسلامی هست؟ برای بهبود این شرایط نابسامان، چه باید کرد؟

متأسفانه ظاهراً مهم­ترین مؤلفه در ساخت و نمایش فیلم،‌ برای مسؤل و هنرمند، بالا بردن رقم فروش و بازخورد مالی است و نه چگونگی اثرگذاری آن. 

 

 

پ ن: عکس متعلق به جلد مجله است و ربط مستقیم با نوشته بنده ندارد.

 

/ 0 نظر / 15 بازدید