فمنیسم در فیلم های تهمینه میلانی (5)

 

5 ) تأکید بر توانایی‌های زنان در مقابل ناتوانی و بی‌لیاقتی مردان 

استوارت میل در کتاب  «کنیزک کردن زنان» بیان می‌کند که: «زنان شایستگی و لیاقت‌های بسیاری دارند که در اثر آموزش می‌توانند جایگاه واقعی خود را در اجتماع بیابند». (فرهنگ واژه‌ها، ص 426)

  اثبات این که زنان توانایی‌هایی را کسـب کرده و آنها را نشـان می­دهند. در مقابل نمایش فرودسـتی یا بی‌لیاقتی و ضعف مردها، از جمله ابزار مورد استـفاده‌ی فمینیست‌ جهـت اثبات برتـری زنان است. به علاوه بی‌نیازی آنها به مردان را اثبات می­کند. نئو فمینیست‌ها، بی‌نیازی خود را به مردانی که آنها را درک نمی‌کنند، با این جمله بیان می کنند: «یک زن بدون مرد، مانند یک ماهی بدون دوچرخه است». (‌کتاب زنان 29، مروری بر افکار سیمون دوبوار، ص 57)

آثار «میلانی» اغلب داستان­های یکنواخت دارند و آن به تصویر کشیدن زن مستعد، با هوش و رنج­کشیده در مقابل مرد زورگوی مستبد و خشن است غافل از اینکه قضاوت، زمانی میتواند عادلانه باشد که هر دو طرف حضور داشته باشند؛ به عبارت دیگر خوبیها وبدیهای زنان و مردان هر دو گفته شده سپس دنبال حقیقت گشت.

«دو زن»: فرشته دارای هوش و استعداد سرشاری، است در دانشگاه بین تمام دانشجویان ممتاز است. در صحنه‌ای از فیلم می‌بینیم که مسأله‌ی سخت درسی را که هیچ کس قادر به حل آن نیست فرشته حل می‌کند. اودر زمینه‌‌های متفاوت توانایی‌های قابل تحسینی دارد: در درس، تسلط به زبان انگلیسی، رانندگی و ... به علاوه مخارج تحصیل خود را از راه تدریس خصوصی تأمین می­کند تا کمک حالی برای خانواده باشد، دختر مهربان، پرتلاشی و با روابط قوی است که دوستان و خواستگاران زیادی دارد اما در مقابل فرد مزاحم یک مرد لاأبالی، بیکار، بی‌سواد و با فرهنگی سطح پایین است و احمد هم با تحصیلات کم، ‌غیر منطقی است و با تفکری قدیمی و دور از تمدن سازنده مخالف مطالعه و پیشرفت و انسانی محدود است.

 «زن زیادی»: سیما زن تحصیلکرده، فهمیده و زحمتکشی است، این را در صحنه‌های ابتدائی فیلم در مدرسه که شاگردانش می­گویند از بین معلم‌ها فقط با او راحت هستند و محبوبیت سیما بین آن‌ها، و این که بین زنان خانه‌دار همسایه سیما از همه چند پله‌ بالاتر است می بینیم، و در برخی دیالوگ‌ها می‌شنویم. پناهی (پلیس): «از افکارتون معلومه تحصیلکرده هستید»، در مقابل همسرش احمد مردی خیانتکار، بی‌فکر، خوشگذران و بی‌تعهد نسبت به زن و فرزند معرفی می‌شود.

«واکنش پنجم»: اغلب زنان در این فیلم در ماجرای مبارزه‌ی بین فرشته و حاج صفدر سعی می‌کنند نهایت شجاعت و جسارت خود را به کار بگیرند و در مقابل زورگویی حاجی سکوت نمی‌کنند اما مجید (برادر شوهر فرشته) علی­رغم نظر شخصی‌اش که طرفدار فرشته است جرأت ابراز مخالفت نمی‌کند فقط در آخر فیلم خیلی کوتاه و با کنایه اقدام به این کار می‌نماید. مجید به حاجی: «با خودم فکر می­کنم اگه یه روز منم بمیرم با زن و بچه من هم همین کار رو می‌کنی؟ اگه زن داداش زن ما شد با سه تا بچه باهاش چی کار می کنی؟».

 

6) ارائه راهکار برای رهایی از زندگی با مردها

 تنها راهی که «میلانی» به مخاطب خود معرفی می‌کند برای رهایی از زندگی با مردها فرار، رفتن و مطلق رها کردن است البته درباره‌ی طلاق هم گاهی صحبت می‌کند اما به هر حال این را هم نشان می‌دهد که اغلب زنان در این رهایی موفق نمی­شوند با هر کدام از این دو راه که سعی می‌کنند فرقی نمی‌کند.

«دو زن»: فرشته هرگاه احساس می کند که دیگرنمی‌تواند تحمل کند به خانه پدرش می‌رود و یک بار هم اقدام به طلاق می‌کند که موفق نمی‌شود.

«زن زیادی»: زمانی که پناهـی (پلیس) متوجه خیانت احمد به سیمـا می­شود درباره‌ی این موضوع با سیمـا صحبت می‌کنـد: « بذارین برین گاهی رفتن بهترین راهه، نمی­تونین چیزی رو عوض کنین». صبا هم با شنیدن ماجراهای زندگی سیما و احمد به سیما می‌گوید: « تو که با سوادی، کار می کنی، تو چرا؟ یه لگد حرومش می‌کردی، می‌ذاشتی می رفتی».

 «واکنش پنجم»: در جمع دوستان فرشته که هرگاه با هم هستند مشغول تجزیه و تحلیل تمامی امور اطراف هستند و درباره‌ی زندگی یکدیگر نظر می‌دهند و بحث می­کنند بارها و بارها کلمه‌ی «طلاق» شنیده می‌شود؛ مثلاً جایی که هر کدام داستان زندگی‌شان را تعریف می‌کنند دیگران می‌پرسند: «چرا طلاق نمی‌گیری؟». حضور مریم که مجرد است در بین آنان و این که به او گفته می‌شود: «تو که مجرد هستی راحتی و زندگی بهتری داری» نیز ازدواج نکردن را یکی از شیوه‌های داشتن زندگی بدون درگیری با مردان بیان می‌کند؛ البته مریم هم شخصاً از زندگی‌اش چندان راضی نیست اما به هر حال مشکلات کمتری از جانب مردان دارد. زمانی که دوستان فرشته برای فرار او نقشه می­کشند یکی از آنها می گوید: «برو آلمان اونجا هوای زن هایی مثل تو رو خیلی دارند، سوئد هم خوبه» در واقع نوعی توصیه به زنان برای مهاجرت به کشورهای پیشرو در مسایل زنان جهت دستیابی به زندگی به اصطلاح آزاد.

 

7) تشویق زنان و دختران به عصیان و سرکشی در برابر مردان

به نظر فمینیست‌های پست مدرن دسته‌ای از روابط تحمیل شده بر زنان، موجب بردگی آن‌ها شده است. (کتاب زنان 29، فمینیسم دراندیشه پست مدرنیسم ، ص 14) بنابراین در مقابل چنین تحمیل‌هایی زنان باید برخیزند و مبارزه کنند و کوتاه نیایند.

 براساس تفسیر دوبوار، جنسیت، زاییده‌ی سلطه‌ی مردان و پذیرش این سلطه از سوی زنان است و با تغییر این سلطه و با خودداری زنان از پذیرش نقشهای تحمیلی به زنان، مسلماً تبعیض جنسیتی میان زنان و مردان از بین خواهد رفت ( فرهنگ واژه‌ها ، ص 429).

 «واکنش پنجم»: دومین اقدام ترانه در مقابل همسرش وکیل گرفتن و شکایت به دادگاه است و به گفته‌ی خودش تصمیم دارد با این کار شوهرش را تنبیه کند و یا این که با گرفتن حقوق مادی مثل مهریه کمی او را سرجایش بنشاند. مبارزه‌ی فرشته در مقابل حاج صفدر البته به دلیل غیر منطقی بودن و زورگویی حاجی قابل دفاع است اما این که تمام دوستان فرشته به او کمک می‌کنند و سعی دارند به هر نحوی شده در این مبارزه شرکت کنند؛ البته نه فقط برای کمک به فرشته بلکه به این خاطر که با این کار خودشان هم لذت می برند و این تلاش را به نوعی ارزشمند می‌دانند. فرشته: «می ترسم برات گرون تموم بشه» ترانه: «نگران نباش به لذتش می ارزه». در تاتم طول فیلم به تصویر کشیدن مبارزه‌ی بین فرشته و دوستانش با حاج صفدر و عواملش چنان مهیج و شوق­برانگیز است که هر زنی از مشاهده چنین انرژی و مقاومتی خرسند شده و به این فکر می‌افتد که در هر شرایطی باید او هم همینطور باشد.

به عقیده‌ی فمینیست‌های پست مدرن زنان می‌خواهند همچون مردان باشند، تا با این مردانه بودنشان بتوانند در تقابل با خود مردان موفق شوند. (کتاب زنان 29 ، فمینیسم در اندیشه پست مدرنیسم ، ص 26)

 ذی­مدینه زن بوشهری (صاحبخانه‌ی فرید) در این فیلم نماینده‌ی زنان مردخو است. ‌نماینده‌ی زنانی که به خاطر تحمیل شرایط بد از سوی جامعه مجبور شده خود به تنهایی فرزندانش را بزرگ کند و برای این کار مجبور شده تن به کارهای مردانه بدهد و گویی این باعث شده رفتار و شجاعت و جسارت و صلابتی مردانه داشته باشد. ذی­مدینه با رفتاری مردانه و به حمایت لنج داران در مقابل حاجی می ایستد طوری که حاجی در برابرش به ناچار سکوت می­کند. ظاهراً ذی­مدینه تنها زنی است که بدون هیچگونه ترسی در مقابل مردها با قدرت صحبـت می­کند و در برخی صحنـه‌ها می بینیم مردها از او حسـاب می‌برند و در مقابل صلابت او تسـلیم می­شوند.

 فمینیست‌های طرفدار اخلاق زنانه، گر چه الگوی اخلاق مردانه را رد می‌کنند، اما خود برای طراحی اخلاق زنانه، از همین الگو بهره می گیرند. ( فمینیسم و دانشهای فمینیستی)

«زن زیادی»: در صحنه‌ای که سیما و صبا در رستوران بین راه نشسته‌اند دختر و پسری که با هم دوست هستند در حال دعوا وارد می شوند صبا به حمایت از دختر جوان با پسر جر و بحث کرده و اقدام به زدن و تهدید او می کند، سپس از صاحب رستوران می­خواهد که آن پسر را بیرون کند و به دختر میگوید که او را رها کند. هر چند در صحنه‌های بعد می بینیم که آن دختر جوان باز هم با همان پسر می‌رود و صبا او را سرزنش می‌کند؛ اما به تصویر کشیدن اینگونه صحنه­ها (حمله فیزیکی زنان به مردان) گویی نوعی تشویق دختران برای احقاق حقوق خود از پسران است مخصوصاً صحنه‌ای که صبا پسر را می زند.

«آتش بس»: دزد جوانی داخل ماشین سایه می‌شود و با چاقو او را تهدید می­کند. سایه به خوبی از خود دفاع کرده، اسپری در چشم مرد می زند و با لگد او را از ماشین بیرون انداخته چاقویش را بر می‌دارد. در تمام ماجراهای لجبازی بین سایه و یوسف چه قبل از ازدواجشان چه بعد از آن سایه هیچ وقت کوتاه می­آید و همیشه در مقابل هر رفتار یوسف عکس العمل و واکنشی کوبنده نشان می‌دهد تا بوسیله‌ی آن یوسف را شکست دهد.

 

8) جلوه‌های مرد سالاری

 فمینیست‌ها غالباً کوشیده‌اند با خلق نظریه، فرهنگی و اجتماعی بودن تفاوت‌ها و مظلومیت تاریخی زنان، تفاوت‌های رفتاری، ذهنی، روحی و حتی اجتماعی را در چارچوب مفهوم پدرسالاری و مردم سالاری تحلیل کنند. (فمینیسم و دانش های فمینیستی، ص 31)

«دو زن»: فرشته به خاطر دستور پدر مجبور می‌شود به اصفهان برود و از دانشگاه دور شود. احمد نمونه‌ی بارز زورگویی مردان است. می‌توان گفت تقریباً فرشته را در خانه حبس می­کند، مانع مطالعه­ی او می‌شود، در ریزترین مسائل می­خواهد که فرشته دقیقاً مطابق میل وی رفتار کند.

«واکنش پنجم»: حضور حاج صفدر، رفتار و شخصیتش، ‌عمل‌ها و عکس العمل‌هایش نشان دهنده‌ی تحکم وی بر اطرفیان خود است. حاج صفدر نماینده‌ی جلوه‌ی بارز مردسالاری در «واکنش پنجم» است، جلوه‌ای قوی در بین تمامی آثار «میلانی». حاج صفدر در شرایط مختلف و مکرراً از موضع قدرت، با خشونت و تحکم با فرشته و اساساً تمام زن‌ها و حتی مردها صحبت می­کند؛ ‌وی علاوه بر تعیین تکلیف برای فرشته با دید از بالا با او روبرو می‌شود و زورگویی خود را با توهین و تحقیر تکمیل می‌کند. حاجی: «من نه نصیحت می‌کنم نه نصحیت می‌شنوم»، مجید: «راست می گه فقط امر می‌کنه اطاعت می‌خواد». پدر ترانه هم مردی شبیه حاجی بوده. ترانه: «پدر منم عین پدر شوهر تو بود یه آدم دیکتاتور لجباز که همش می‌گفت من صلاحتون رو می‌خوام».

 

 9) گلایه‌ها

 علاوه بر آنچه گفته شد که اشارات مستقیم به عقاید فمینیستی در آثار «میلانی» است وی گلایه‌هایی نیز از عرف جامعه دارد از جمله:

«واکنش پنجم»: ترانه: «اشکالی نداره اون با منشی 20 ساله‌اش بره رستوران ولی من اگه با همکارهای زنم برم بیرون انگار دارم یه کار خلاف می کنم». حاج صفدر به فرشته: «ما آبرو داریم، تو شوهر نداری، سر کار میری، با رفقات قرار می‌ذاری با این وضع نمی‌شه». لحن گفته‌های حاجی طوری است که گویا این‌ها جرایم فرشته هستند.

در پایان شایان ذکر است آخرین اثر خانم «میلانی» یعنی فیلم «سوپر استار» کمترین اشارات را به فمینیسم دارد حتی ممکن است اولین بار با دیدن این فیلم تصور کنید ایشان در مواضع خود تغییراتی داده‌اند اما چنین تصوری کمی عجولانه است. در این فیلم یک مرد با تمام امکانات و در بهترین شرایط در نهایت پستی و بی‌مبالاتی نشان داده شده است و هر چند که زنان فاسد زیادی هم با او همراهند اما این یک دختر نوجوان است که با بدترین شرایطی که ممکن است زندگی کرده اما اکنون پاک و منزه در اوج خوبی‌ها است و هم اوست که می‌تواند اگر بخواهد این مرد سرکش را تغییر دهد.

نکته‌ی دیگر در این فیلم اشاره‌ی خانم «میلانی» به فرزند ناخواسته (به عنوان نمونه از روابط نامشروع) است که عموماً مشکلات چنین بچه‌ای به دوش مادر است و همانطور که نشان داده شده‌اند. از این ماجرا و سختی‌هایی که آن دختر جوان کشیده بود کاملاً بی‌اطلاع است.

به هر حال در فیلم های «تهمینه میلانی» نمادهای فمینیسم، صحبت درباره‌ی زنان و اشارات ریز و درشت، مستقیم و غیر مستقیم به اموری که گفته شد و البته اموری غیر از آن نوعی از آگاهی غلط دادن به مخاطب است و برانگیختن تفکر مخاطب البته در جهت دلخواه کارگران که همان ایجاد اندیشه‌های فمینیستی است. البته ممکن است مخاطب عام از هدف آنچه می‌بیند بی‌اطلاع باشد و ناخواسته در این جریان فکری قرار بگیرد به نحوی که حتی خودش هم متوجه آنچه رخ می­دهد نباشد.

  بی‌تردید دیگر افراد فمینیست ایرانی و غیر ایرانی از فعالیت کارگردان زنی بااین رویه کاری استقبال کرده و احتمالاً از او حمایت خواهند کرد؛ که این خود از مصادیق شبیخون فرهنگی است.

 

کلام پایانی

بی تردید «تهمینه میلانی» از برجسته­ترین سینماگران ایرانی است و به خوبی به ظرایف کار خود آگاه است. او نامدارترین هنرمند مدافع حقوق زنان در ایران است. اما نمایش مظلومیت ها و بی عدالتی ها علیه زنان به تنهایی برای دفاع از حقوق آنان کفایت نمی کند. پرداختن بی طرفانه به توانمندی­ها و موفقیت های زنان صورت پسندیده­تری از حمایت است. به علت یک سویه و یکنواخت بودن داستان فیلمها ظهور و بروز انگاره‌های فمینیستی در آثار سینمایی او باشکل‌های مختلفی به چشم می‌خورد. وجود این امر با شاخص­های مهم و اساسی و گاهی با جسارت هرچه تمامتر مانند بعضی از شخصیت‌های فیلم‌های خود به طور مستقیم و گاهی به گونه غیر مستقیم هم عقاید خود را بیان کرده است.

 


 

/ 0 نظر / 8 بازدید